تبليغاتX
►►وب نوشته هاي من و نظر تو ◄◄
    RSS     رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود     صفحه اصلی     ایمیل مدیر وبلاگ     آرشيو مطالب


با سلام و عرض ادب

احتراما به اطلاع دوستان و مخاطبین گرامی این وبلاگ میرسانم که آدرس سایت جدید اینجانب به شرح ذیل است و از این به لعد مطالبم را در آنجا مینویسم :

www.mshojai.ir



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 | 20:9 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

سقوط مدنیت در پیوند جاهلیت و غرب وحشی در سرکوب ملت بحرین

مجتبی شجاعی

 

تحقیر مسلمانان سالهاست که به عنوان سیاست ثابت غرب در جریان است. در سی ساله گذشته با افزایش مزان بیداری در جهان اسلام، غرب بر شدت تحقیر مسلمانان و اسلام افزوده است، با این امید که تا مانع احیاء روح اسلام‌خواهی در مسلمانان گردد. از طرفي اصرار زیاد غرب برای ایجاد فساد اخلاقی و ناتوانی در رفع عطش معنوی جوامع مسلمان بیزاری روز افزونی نسبت به مظاهر و ارزشهای غربی ایجاد کرد.

دیکتاتوری و فقر حاکم بر این جوامع که نتیجه وابستگی و فساد حکومتهاست نیز عامل دیگری است که در انگیزه مسلمانان مؤثر می‌باشد.

وجود اختناق و عدم فعالیت‌های حزبی و همچنین فقدان مردم‌سالاری و مهمتر از آن نبود آزادی اسلامی در میان این کشورها، مردم را بر آن داشت تا با قیام علیه حکام خواسته‌هاشان را مطرح کنند و مهمترین خواسته‌ی مردم بي ترديد، غرب در فكر مديريت بحران در مصر و يمن ، بحرين ، ليبي و كل شمال آفريقاست. تلاش تصميم سازان كاخ سفيد و كشورهاي اروپايي بر اين نكته متمركز گشته كه بازنده تحولات منطقه به ويژه مصر نباشد. تشكيل جلسات امنيتي و بررسي روزانه تحولات نشان از اهميت موضوع براي كليت جهان غرب دارد ولي به نظر مي رسد كه غرب و نيز اسرائيل از شتاب تحولات در جهان عرب به ويژه مصر , و تونس و بحرین  واهمه دارند در صورت عدم كنترل بحران و به قدرت رسيدن جريان اسلامگرای عدالتخواه  ، منافع غرب در خطر آني قرار خواهد گرفت.

دولت اوباما بار دیگر در طول ماه‌های گذشته شاهد ناآرامی در یکی دیگر از کشورهای متحد خود یعنی بحرین  است و با سرکوب گسترده مردم و کشتار معترضان، اکنون کاری هم برای بازگشت ثبات به بحرین نمی‌تواند انجام دهد. این کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیج‌فارس با میزبانی از ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا یکی از متحدان راهبردی واشنگتن در منطقه است و حتی تصور سقوط حکومت خاندان آل خلیفه که بیش از 200سال قدرت را در بحرین در دست داشته‌ یک کابوس برای دولت آمریکا به حساب می‌آید.

سقوط رژیمی که همیشه روابط نزدیک و حسنه‌ای با امریکایی‌ها داشته است ضربه‌ای مهلک برای واشنگتن است و بر نفوذ آمریکا در منطقه تأثیر چشمگیری خواهد گذاشت. بحرین سال‌هاست که مرکز فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست که این ناوگان حفظ منافع آمریکا در خلیج‌فارس، دریای عمان، دریای سرخ، خلیج عدن و بخش‌هایی از اقیانوس هند را بر عهده دارد و به همین خاطر نقشی حیاتی برای واشنگتن در منطقه ایفا می‌کند.

این نزدیکی دو طرف باعث شده است که مقام‌های آمریکایی به سادگی در طول سال‌های گذشته چشم خود را روی نقض حقوق مسلمانان شیعه و سنی  در بحرین ببندند و بدون تردید امریکابه دقت وضعیت بحرین را دنبال می‌کند و نگران شرایط حاکم بر این میدان نفتی است .

و از طرفی از آنجا که دیکتاتورهای حکومت‌های عرب در منطقه خاورمیانه به خاطر پشتیبانی نکردن اوباما از حسنی مبارک، خشمگین هستند، دولت آمریکا ناچار شده سرکوب بحرینی‌ها را طراحی کند و با همکاری مزدوران ارتش عربستان و امارات به سرکوب خونین مردم در بحرین افتاده و از سویی اعزام نیرو از عربستان میتواند به علل مختلفی از جمله فرافکنی اوضاع داخلی عربستان و یا بازدارندگی احتمالی از حوادث مشابه در آن کشور و تحت تاثیر ارباب امریکاییش باشد  و میتواند علل دیگری از مله فشار تندروهی عرب و یا حتی منافع اقتصادی عربستان در بحرین و در شراکتهای نفتی انها باشد .

نسیم آزادی که از شمال آفریقا وزیده به‌زودی به عربستان سعودی نیز می‌رسد و جوانان بیکار را به‌خود خواهد آورد؛ شیعه یا سنی تفاوتی ندارد. جوانان به مرحله بیداری رسیده‌اند و قصد دارند بدون ترس، خواسته‌هایشان را فریاد کنند. قیام عربی بزرگ سال 2011 بدون لرزاندن پایه‌های آل سعود کامل نخواهد شد و این خونهایی که اعراب در بحرین میریزند پاک نخواهد شد . بويژه اينكه آنچه در عربستان روي مي‌دهد الهام‌گرفته از حوادث بحرين است و اين همان چيزي است كه سبب شد عربستان نیروهای خود را با چراغ سبز امریکا و شورای امنیت سازمان ملل به بحرین گسیل کند .

به نظر میرسد در زمان مدنیت در حالی که جهانیان به سمت به دست آوردن آزادی های بیشتر، تحقق کرامت انسانی، بازگشت به دامن شریعت مقدس و کسب حقوقشان گام برمی دارند شاهد قلع و قمع کردن شهروندان بحرینی هستیم که برای تحقق خواسته های مشروعشان، به صورت مسالمت آمیز در حال اعتراض هستند .

به کار گیری خشونت مفرط علیه تظاهرات مسالمت آمیز مردم بحرین که خواستار حقوق سیاسی مشروع هستند، همزمان با دیدار "رابرت گیتس" وزیر دفاع آمریکا از منامه صورت می گیرد.شاید این نوع سرکوب ها به نحوی افشای طرح مشترک صهیونیزم و تندروهای منطقه در پاکسازی نسلی در بحرین باشد  که در  فضای کنونی حاکم بر منطقه زمینه بروز یافته است .

عربستان از دیرباز   رفتار استعمارگونه نسبت به بحرین  داشته است و در مقابل آل خلیفه نیز نگاهی مشابه به آل سعود دارد. اما با این حال این اقدام سعودیها جدای از تشدید نظامی گری در این کشور، به لحاظ قوانین بین الملل، تعبیر دیگری جز مصداق بارز و آشکار دخالت و تعرض به تمامیت ارضی بحرین نمی تواند داشته باشد و با هیچ قانونی قابل توجیه نیست.حال آنکه ایران به رغم اتهامات وارده طی سالهای اخیر مبنی بر حمایت از شیعیان بحرین، به گفته بسیاری از ناظران سیاسی کوچکترین ورودی به تحولات اخیر بحرین نیافته و ترجیح داده تا بحرینی ها خود درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند.


از سویی سفر رابرت گیتس به بحرین در حالی که انقلاب مردم این کشور به اوج خود رسیده و آمریکایی ها خواستار مذاکره حاکمیت بحرین با معترضین و انجام اصلاحات هستند نمی تواند بی ارتباط با اوضاع جاری در این جزیره کوچک خلیج فارس باشد.کما اینکه ورود نیرو‌های ارتش سعودی و امارات متحده عربی به بحرین را باید یکی از نتایج این سفر تلقی کرد. ورود رسمی نیروهای سعودی به بحرین در روز دوشنبه ۲۳ اسفند ماه حادثه خطیری است که قطعأ به پیچده تر شدن اوضاع و افزایش نا امنی و خشونت می انجامد. مشروعیت حاکمیت بحرین را نزد مردم این کشور زیر سوال می برد و شرایط مذاکره معارضه با حاکمیت را سخت تر می کند.معارضین این اقدام را تجاوز نظامی و اشغالگری توصیف کرده و خواستار دخالت سازمان ملل شده اند. عجیب است که آمریکا که تا یک روز قبل دولت بحرین را به انجام اصلاحات فوری فرا می خواند اعلام کرده که در جریان ورود نیروهای سعودی به بحرین بوده و آن را  تجاوز و اشغال نمی داند.

هم آمریکایی ها و هم سعودی ها از این اقدام  ناسنحیده پشیمان خواهند شد و باید به مردم بحرین و جامعه جهانی پاسخ دهند که چه فرقی است بین قذافی که مردم خود را با نیروی نظامی مورد حمله قرار می دهد و دولتی که از نیروی نظامی خارجی برای سرکوب مردم خود دعوت می کند؟.قبح دومی چه بسا بیشتر باشد. این اقدام با هیچ یک از موازین بین المللی سازگاری ندارد.آنچه در بحرین جریان داشته مسئله ای داخلی بین مردم و حکومت این کشور بوده .یک نیروی نظامی خارجی بر چه اساسی وارد این قضیه شده است .

ورود نیروهای عربستان و امارات به بحرین نیز روند مسالمت آمیز اعتراضات مردمی را در این منطقه  به خطر می اندازد.مردم  دیریا زود به خواسته های خود دست می یابند اما افزایش خسارت و تلفات و ورود ارتش به اعتراضات مسالمت آمیز به لیبیایی کردن شرایط  می انجامد و شانس حاکمان را برای   توافق با معترضان کاهش می دهد. ورود نیروهای سعودی به بحرین  باعث می گردد تا امواج انقلابهای عربی با سرعت بیشتری به سواحل  آل سعود برسد.

 

 

 

 

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :چهارشنبه بیست و پنجم اسفند 1389 | 13:52 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

 

تحقیر مسلمانان سالهاست که به عنوان سیاست ثابت غرب در جریان است. در سی ساله گذشته با افزایش مزان بیداری در جهان اسلام، غرب بر شدت تحقیر مسلمانان و اسلام افزوده است، با این امید که تا مانع احیاء روح اسلام‌خواهی در مسلمانان گردد. از طرفي اصرار زیاد غرب برای ایجاد فساد اخلاقی و ناتوانی در رفع عطش معنوی جوامع مسلمان بیزاری روز افزونی نسبت به مظاهر و ارزشهای غربی ایجاد کرد.

دیکتاتوری و فقر حاکم بر این جوامع که نتیجه وابستگی و فساد حکومتهاست نیز عامل دیگری است که در انگیزه مسلمانان مؤثر می‌باشد.

صاحبنظران انقلاب اسلامی مردم ایران را آغازگر حرکت مسلمانان برای احیای عزت اسلامی و کوتاه‌کردن دست صلیبی‌ها و عوامل وابسته به آنها از کشورهای مسلمان می‌دانند. مقاومت در جنگ هشت ساله با صدام‌حسین در حالیکه غرب و شرق و قدرتهای ارتجاعی منطقه همگی از او حمایت می کردند، ایستادگی در برابر فشار گسترده سیاسی، اقتصادی و رسانه‌ای غرب، نقش حمايت ايران  (به عنوان مولود انقلاب اسلامی)  در آزادسازی لبنان از اشغال اسرائیل، حمایت ایران از ملت فلسطین در طول 32 سال گذشته بخصوص از انتفاضه و مقاومت مردم غزه، قطع رابطه ایران و آمریکا، بدست آوردن تکنولوژی غنی‌سازی هسته‌ای با وجود مخالفت جدی غرب و... ایران را نه‌تنها بعنوان آغازگر انقلاب اسلامی در منطقه بلکه در جایگاه الهام‌بخشی ملتهای مسلمان قرارداده است. لذا بدون تردید چشم ملتهای مسلمان به ایران است.

انقلاب در تونس و مصر و قيام عمومي ملتهاي منطقه بر عليه نظامهاي حاكم دستنشانده غرب ،  همه را غافلگیر کرد. این غافلگیری شامل ناظران در منطقه و دنیا شد. رفتار دولتمردان آمریکا نشان می‌دهد که کاملاً غافلگیر شده‌اند. همانگونه که نتوانستند در مواجهه با انقلاب در ایران و سایر حوادث پس از آن رفتار معقولی داشته باشند، اکنون نیز همانگونه رفتار می‌کنند.

وجود اختناق و عدم فعالیت‌های حزبی و همچنین فقدان مردم‌سالاری و مهمتر از آن نبود آزادی اسلامی در میان این کشورها، مردم را بر آن داشت تا با قیام علیه حکام خواسته‌هاشان را مطرح کنند و مهمترین خواسته‌ی مردم تغییر حکومت و تصفیه شدن هیئت حاکمه از مسئولین قبلی‌است. اما عدم حضور یک رهبر شایسته و همچنین مقبول میان مردم مانند حضرت امام و مقام معظم رهبري  باعث شده تا این روند دچار مشکل شود .

علي‌رغم سانسورهاي شديد انعكاس اين انقلاب مردمي، در شعارهايي كه اين روزها مردم اين كشورها سر مي‌دهند و نمادهايي كه در انقلاب آنها ديده مي‌شود، نشانه‌هايي از انقلاب اسلامي مردم ايران به چشم مي‌خورد.

رسانه‌هاي غربي درصد هستند اين انقلاب را از هويت اسلامي خود دور كنند تا پيوندي كه انقلاب‌هاي مصر و تونس مي‌توانند با انقلاب اسلامي داشته باشند، را از هم جدا كنند.

اما آنچه كه شايد بتوان به عنوان وجه تمايز انقلاب‌هاي تونس و مصر با انقلاب اسلامي قائل شد و نگراني‌‌‌هايي را نسبت به آينده اين انقلاب‌ها رقم مي‌زند، خلأ رهبري است.

از بین رفتن نظام مصر یعنی ایجاد ظرفیت هایی برای فلسطینیان ودر عین حال از دست رفتن فرصت های رژیم صهیونیستی. این مساله سبب شده که آمریکایی ها به مصر به صورت ويزه تر نسبت به تحولات منطقه نگاه كند .

 

بي ترديد، غرب در فكر مديريت بحران در مصر و يمن ، بحرين ، ليبي و كل شمال آفريقاست. تلاش تصميم سازان كاخ سفيد و كشورهاي اروپايي بر اين نكته متمركز گشته كه بازنده تحولات منطقه به ويژه مصر نباشد. تشكيل جلسات امنيتي و بررسي روزانه تحولات نشان از اهميت موضوع براي كليت جهان غرب دارد ولي به نظر مي رسد كه غرب و نيز اسرائيل از شتاب تحولات در جهان عرب به ويژه مصر واهمه دارند در صورت عدم كنترل بحران و به قدرت رسيدن جريان اسلامگرا  ، منافع غرب در خطر آني قرار خواهد گرفت.

اين‌كه ما مي‌گوييم انقلاب مصر، پس‌لرزه‌هاي انقلاب ايران است، به اين دليل است كه نبايد منتظر بود كه نتايج يك اتفاق بلافاصله بعد از آن روي دهد. زمان لازم است تا مردم تحولات يك انقلاب را مشاهده و آن را با فشاري كه بر آنهاست، مقايسه كنند و به درجه‌اي از سختي برسند كه بخواهند عكس‌العمل نشان دهند. شرايط انقلاب مصر با شرايطي كه ما در زمان انقلاب داشتيم تا حدود زيادي مشابه است. صحبت‌هايي كه مبارك با مردم مصر داشت، مثل صحبت‌هايي بود كه شاه با مردم ايران داشت. مبارك اصلاحات و افزايش حقوق را به مردم وعده كرد و گفت كه نه من و نه پسرم به قدرت بازنمي‌گرديم. در زمان شاه، حكومت نظامي اعلام كردند و نخست‌وزير نظامي ازهاري بر سر كار آمد. مبارك هم احمد شفيق كه فرمانده نيروي هوايي است را بر سر كار گذاشت يا اين‌كه انتخاب عمر سليمان مانند انتخاب بختيار بود. عمر سليمان نقش انتقالي بختيار را بازي مي‌كند كه با اخوان‌المسلمين مذاكره مي‌كند يا وعده تغيير قانون اساسي را مي‌دهد.

 

اسلام و انقلاب اسلامی ایران تاثیر خود را در این راه گذاشته است و امروز تکلیف ما در حمایت از این قیام ها این است که وحدت کلمه داشته باشیم و مقام معظم رهبری و قانون اساسی را سرلوحه کار خود قرار دهیم.

محتوای اسلامی انقلاب ما و استواری آن بر پایه اسلام ناب محمدی را مهمترین وجه تمایز انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب های دنیا است .

در حوادث مصر و تونس حلقه مفقوده مسئله رهبری است و این امر کاملا محسوس و ملموس است چرا که اگر این قیام را شخصی مناسب رهبری می کرد مردم این چنین گرفتار بلایات نمی شدند و انقلابشان پیشتر از این به ثمر می رسید. ولایت فقیه و رهبری به عنوان جلودار، مرشد، راهنما و قطب آرام بخش نقش موثری را در پایداری مردم در برابر طوفان ها و تلاطم های دشمنان و توطعه گران ایفا می کند.



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :سه شنبه سوم اسفند 1389 | 22:30 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

مجتبي شجاعي – 

امام خميني(ره) يكي از آفات و عوامل تضعيف انقلاب را بروز اختلاف و تفرقه بين دولت و ملت، انزواي روحانيت و كنار گذاشته شدن آنان از صحنه مي‌دانستند و همواره در مورد توطئه‌هايي كه براي بدبين كردن مردم، نسبت به روحانيت صورت مي‌گرفت، هشدار داده و بروز اختلافات بين اقشار مختلف جامعه را ضعف در ايمان و موفقيت توطئه‌هاي دشمنان مي‌دانستند.

بايد مسئولان مملكتي از مردم و مسائل آنان شناخت و آشنايي كامل داشته باشند، تا بهتر بتوانند براي خدمتگزاري مردم تلاش كنند و از سوي ديگر، ملت نيز بايد با پشتيباني همه جانبه و حمايت بي‌دريغ خود، از دولت انقلابي،‌ مانع از عرض اندام قدرت‌هاي بيگانه و توطئه‌هاي دشمنان انقلاب در برابر حكومت اسلامي شوند.

يكي از آفت‌هايي كه به‌عنوان تهديدي بزرگ براي پايداري انقلاب اسلامي به‌شمار مي‌رود، ضعف روحيه مردم در اثر تبليغات منفي غرب بر عليه انقلاب اسلام است، كه در صورت عدم هوشياري مردم و مسئولان نظام، قدرت‌هاي بيگانه‌اي كه دشمني ديرينه‌اي با اسلام و انقلاب اسلامي ايران دارند، با دروغ‌پردازي و به‌كارگيري دستگاه‌هاي تبليغاتي سعي مي‌كنند، كه محيط ايران را به عنوان يك محيط متشنج و نامتعادل جلوه دهند و ملت را نسبت به نظام جمهوري اسلامي، دلسرد كنند.

برپايي نظامي بر مبناي مردم سالاري ديني با آراي مردم و الهام از دين و فطرت الهي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به چالش كشيده شدن نظام فكري و فرهنگي ليبراليسم غرب و كمونيسم شرق را بدنبال داشت كه نظام سلطه از بدو شكل‌گيري نظام جمهوري اسلامي، توطئه‌هاي متعدد و رنگارنگي را با رويكردهاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، نظامي و امنيتي به منظور نابودي و يا استحاله نظام طراحي و به اجرا گذاشت.

طرح و دامن زدن به جريان‌هاي قومي، ملي، مذهبي با هدف ايجاد انديشه واگرايي و تجزيه در كشور، نفوذ دادن جريان‌هاي منحرف و منافق در مراكز تصميم‌ساز، تصميم‌گير و بدنه اجرايي كشور، روي كارآوردن عنصري خود فروخته و بي‌اختياري چون بني‌صدر، حمله نظامي، محاصره اقتصادي، تهاجم فرهنگي، برنامه‌ريزي به منظور تغيير رويكرد جامعه از رويه مطلوب قناعت طبع، صرفه‌جويي به ثروت اندوزي، اشرافي‌گري، ترويج مصرف‌گرايي، سست كردن عقيده مردم نسبت به اسلام و ارزش هاي اسلامي و انقلابي، ترويج اباحه گريي و فساد نمونه‌هاي روشني از توطئه‌هاي دشمن در راستاي راهبرد براندازي يا استحاله نظام محسوب مي‌شود.

نظام سلطه پس از آزمودن روش‌هاي براندازي و شكست توطئه‌هاي رنگارنگ با توجه به غناي فرهنگي انقلاب اسلامي نسبت به ساير ابعاد كه از برجستگي خاصي برخوردار است، تهاجم به بعد فرهنگي را براي تاثيرگذاري بر ذهنيت جامعه كه در برگيرنده فكر، اخلاق و ايمان مردم مسلمان ايران است را در دستور كار قرار داد و بر شدت آن افزود و اين روند از سوي رهبر فرزانه انقلاب با تعابيري نظير تهاجم فرهنگي، شبيخون فرهنگي، غارت فرهنگي، تاراج فرهنگي، با هدف استحاله نظام و براندازي از درون طراحي و اجرا شد.

پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و احياي مجدد دين و سنت‌هاي الهي، علاوه بر ناكام گذاشتن سرمايه‌گذاري‌هاي كلان قدرت‌هاي استعماري براي حذف دين، تحولات بزرگ ديگري را نيز در دنيا موجب شد كه از مجموعه اين تحولات، مي‌توان به شكست ماركسيسم و از هم پاشي بلوك شرق اشاره كرد.

در جامعه توحيدي و اسلامي، بر همه مسلمانان واجب است، تا آنجا كه مي‌توانند زمينه‌هاي رشد و هدايت ديگران را فراهم كرده و با هرگونه موقعيتي كه زمينه‌ساز ناهنجاري‌هاي توحيدي و انساني و بسط بساط فتنه و نفاق و افتراق است، مبارزه كنند و اين اصل سهم بسزايي در برپايي جمهوري اسلامي در ايران، داشته است.

امروز بعد فراز و فرودهايي، نظام اسلامي استوار و مستحكم ايستاده و با حضور باشكوه در راهپيمايي 22 بهمن امسال به شكرانه اين اقتدار و حفظ آن و به شكرانه حيات رهبري فرزانه و رئيس جمهوري عادل و الهي، شكست و زبوني دشمنان نظام و اسلام، باز هم همان مشت محكم را به همان كساني كه در سال 57 نثار كرد اين بار نثار خواهد كرد تا ثابت كند چيزي از ارزش‌هاي ملت و اعتقاداتشان كم نشده است.



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :سه شنبه پنجم بهمن 1389 | 20:44 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

ریاست اپک ، شلیک دستگاه دیپلماسی  به قلب تحریمها

 مجتبی شجاعی

اصولا در عرصه روابط بین الملل ، تصميم‌گيري در سياست خارجي بر پايه اصول ، شرایط و  و قواعدي انجام مي‌گيرد كه بر اساس ضرورت‌هاي ساختاري كشور‌ها  بوده و از سوي ديگر نیز   تأمين‌كننده منافع ملي و امنیت ملی  کشور باشد  . هر تصميمي در حوزه روابط خارجی  مي‌بایست معطوف به توليد امنيت ، منافع ،  واقتدار ملی  براي کشور  شود.یررسی سیاست خارجی دولت دهم  با توجه به شرایط جهانی ، نسبت  شرایط کنونی درونی نظام با نظامهای جهانی ،  حجم تحریم‌ها و تهدیدهایی که از سوی نظام استکبار بر علیه ایران اعمال می‌شود،و همچنین  فعل و انفعالات بین المللی ،  دارای اهمیت مضاعف حیاتی , است.به اذعان اکثر کارشناسان و ناظران سیاسی منصف و بی طرف  و مردم که خود برترین کارشناسان هستند  ، سیاست خارجی و بین الملل دولت دهم  از نقاط قوت عملکرد  این دولت و از جمله ممیزات و برتریهای  آن نسبت به سایر دول بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی  به شمار می آید  . در ارزیابی عملکرد  دولت دهم ممکن است نقاط  قوت و ضعفی وجود داشته باشد  و در عرصه سیاست خارجی و بین المللی در مجموع صرف نظر از برخی اعمال  تاکتیک‌های قابل نقد، در فهرست نقاط قوت دولت قرار می‌گیرد که جمهوری اسلامی و ملت ایران را در موضعی عزتمندانه تر از قبل در صحنه های جهانی  قرار داده است.بی شک در این سالها  اصلی‌ترین علت  دشمنل استکبار جهانی بر علیه نظام اسلامی در غالب های بی وزن صدور قطعنامه‌ها ،  تحمیل تحریم‌ها  و فشار بر نظام اسلامی،  به ظرفیت محبوبیت و صدور مکتب اسلامی، روند سریع توسعه همه جانبه ملی ، ایستادگی نظام اسلامی در برابر زیاده‌خواهی‌های استکبار  و اثر تحرکات شفاف ، صادقانه و  روی زمین بر زیر زمین  بازمیگردد  . برگ برنده دیپلماسی دولت دهم  منطبق بر ابزار اقناع دولت و شخص آقای رییس جمهور  ،  مذاکره و گفت‌وگو و تبیین مسائل در حوزه رسانه و دیپلماسی عمومی بوده و این سیاست مثبت  به‌صورت مداوم در حال انجام بوده و هست .

رویکرد و سیاست خارجی  کلان دولت دهم ، ثابت و جهت‌گیری‌های عمومی هم به نسبت دولت نهم  یکسان مانده و تنها شاهد بوده ایم با نوعی ظرافت سیاسی  تاکتیک‌ها و روش‌ها گاهی   به اقتضای شرایط تفاوت نموده است ؛ و  راهبرد عمومی دولت دهم در دیپلماسی ،  مقاومت و عدم تسلیم در برابر زورگویی قدرت‌هاست و اگر این موضع را رویکرد اساسی سیاست خارجی بدانیم، طبعا هیچ‌گونه تغییری در این سیاست ایجاد نشده است.کارکردهای مربوط به سیاست خارجی  دولت دهم علاوه بر عزت و اقتدار لزوما با حکمت، مصلحت، تدبیر و هوشیاری دستگاه دیپلماسی آقای رییس جمهور  همراه بوده است  و اگر چنین چیزی رخ نمیداد , امروز  در تمام زمینه‌های مربوط به سیاست خارجی عملکرد مسئولان مثبت و بیش از پیش تامین کننده منافع ملی نظام  ,  و در نهایت مورد تایید رهبر معظم انقلاب  و مردم ، نبود و موج ایران دوستی ملل عالم در بسیاری عرصه ها و در خارج از مرزها اینگونه نمایان نبود .تامین منافع ملی در حوزه سیاست خارجی جز با ایستادگی بر اصول و برخورد مقتدرانه و متکی بر حمایت ملی در کنار تدبیر و هوشیاری که همانا حاکمیت سه عنصر عزت، حکمت و مصلحت است ممکن نبوده و  نمی‌باشد و مردم ما فراموش نکرده‌اند که آمریکایی‌ها و دولت‌های قبلی چه زیاده‌خواهی‌هایی در گذشته داشته‌اند و چگونه از موضع استکباری خواستار تعلیق مسئله هسته‌ای و یا دست برداشتن از حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر که همگی ادعاهای واهی آنها بود و برای انجام گفتگو بین آمریکا و غرب از یک سو و جمهوری اسلامی ایران از طرف دیگر بودند، اما برخورد عزتمندانه در سالهای اخیر شرایط را بگونه‌ای رقم زده است که غرب و رسانه هایش  اینگونه عریان به شکست خود در بازی دیپلماسی با ایران اذعان میکنند .شاخص دیگر بر این مدعا که سیاست خارجی نظام در این سالها با جهشی بلند روبرو بوده شکست حجم انبوه تحریمها بر ملت ایران است که  باعث شده  تحریم‌ها در مقابل همت بلند ملت سرافراز ایران  مانند شمشیری زنگ‎زده   گردیده است . اگر مواضع غربی‌ها را در حال حاضر با چند سال گذشته مقایسه کنید، به‎وضوح روشن است که دولت با سیاست دفاع هجومی از زمین حریف با تمام قوا باعث گردیده خیلی از خطوط قرمز غرب گسسته شوند و آرمانهای نظام در حوزه سیاست خارجی امروز با همت دولت دهم و همراهی ملت و حمایت رهبری به واقعیت اتصال  یابد .تازه در این سالها و با وجود عدم یکدستی و یکصدایی فضای داخلی در مقابل رویدادهای جهانی و تضاد آرا داخلی که بخشی از ان نیز به شیطنت غربی ها و دستکاری  آنان بازمیگردد و با وجود همه موانع و اصطکاکها ، وزارت خارجه ایران توانسته نمره قابل قبولی در عرصه وظایف و نمود آنها کسب نماید .نمیتوان  سیاست‌های دولت دهم را بدون نگاه استراتژیک به جایگاه   جمهوری اسلامی ایران پس از روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد بررسی و قضاوت نمود . درگذشته در داخل کشور یک تصویر و در خارج از کشور تصویر دیگری از جمهوری اسلامی رقم خرده بود  که کاملاً متفاوت بود که علیرغم این شرایط دولت توانسته با مدیریت مناسب دیپلماتیک ، نگاههای مثبت را متوجه ایران اسلامی کند و روز به روز در معرفی نظام و ارزشها به جهانیان موفق تر باشد و بر محبوبیت نظام نزد جهانیان و دول بیفزاید .به هر حال دیپلماسی یعنی تأثیر و نفوذ و در نهایت جلب منافع ملی و در  این سالهای اخیر   آن چیزی که مقامات آمریکایی درخصوص خاورمیانه اذعان نموده اند ،  این نکته است که بدون توجه به تأثیر و نفوذ ایران نمی‌توانند سیاست‌های یک‌سویه و جانبدارانه خود را پیش ببرند. وقتی این موضوع را بیان می‌کنند، این به‎معنای موفقیت دیپلماسی است، چون اگر دیپلماسی ناموفق باشد، هیچ دلیلی برای بیان چنین تحلیلی نبود و و این خود معیار موفقیت سیاست خارجی  ماست.امروزه در امتداد دولت نهم و تداوم همان سیاستها در دولت دهم ،  نگاه اکثر ملتهای دنیا نسبت به ایران این است که تنها کشوری که توانسته است در مقابل سیاست‌های آمریکا ایستادگی کند، دولت آقای احمدی‌نژاد است. اما در داخل  متاسفانه بعضا نگاه‌ها متفاوت است. در داخل برخی‌ها معتقد هستند سیاست‌ها و نوع نگاه آقای احمدی‌نژاد مانعی جدی بر سر راه توسعه ملی است. یعنی زمینه را برای توسعه ملی ما کاهش می‌دهد و امکان جذب سرمایه‌های خارجی و ایجاد ارتباطات مناسب را کمتر می‌کند. که این قشر فارغ از نگاه کارشناسانه و عدم آینده نگری و گاها عامدانه و متاثر از تفکرات القایی غرب و توهمات رسانه ای آنان اینگونه قضاوت میکنند . اینکه   دولت نهم و دولت دهم تحرک ویژه‌ای در برخی از بخش‌ها انجام داده باشد امری جدی است. امروز  تحرکاتی که این دو دولت در منطقه آمریکای لاتین صورت داده​‌اند قطعا  نقطه درخشان کار دولت نهم و دهم در عرصه دیپلماسی ایران بوده است و عمق مرز استراتژی کشور را بسیار بالا برده است. در یک دوره زمانی عمق ما همان مرزهای خودمان بود و بعد آن را تا مرزهای لبنان هدایت کردیم و در حال حاضر آن را تا آمریکای لاتین گسترش داده‌ایم و این بسیار هوشمندانه طراحی شده است. تغییراتی نیز که در آمریکای لاتین رخ داد یا بخشی از آن از آگاهی جدی و پیش‌بینی‌های درست ما نسبت به آینده ناشی می‌شد و یا نتیجه طراحی‌های کشور بود. وقتی   از رهبری به نام چاوز حمایت می‌گردد و سایر کشور‌ها می‌بینند که چاوز موفق شده است رویکردشان به اشخاصی هدایت می‌شود که مانند چاوز می‌اندیشند و این به معنی تسری نوعی از دیدگاه‌های ماست.از دیگر فعالیتهای  بارز سیاست خارجی دولت دهم  که  موجب موفقیت آن گردیده است میتوان به تشکیل گروههای دوستی حول اشتراکات مختلف در سطح منطقه و بین الملل ، نقش آفرینی بیشتر در مدیریت سازمانهای بین المللی مانند اپک ، چیدمان مناسب سفرا ، توجه به حوزه فرهنگ در نگاه دیپلماتیک نظام ، ابتکارات رسانه ای شخص رییس جمهور ، استفاده از ظرفیت تریبونهای جهانی برای رساندن ندای آزادگی به جهان ، توجه به بخش اقتصاد در حوزه سیاست خارجی و انتخاب مناسب گروههای همراه در سفرهای خارجی و مذاکرات مختلف ، استفاده مناسب از ظرفیت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و شورای عالی امنیت ملی  ، ضلع سازی در بازیهای سیاسی در سطح منطقه خاورمیانه و جهانی ، قدرت بیان و استواری بر مواضع ، استفاده از ظرفیت مناسب ایرانیان خارج از کشور ، تحلیل توام چالشهای خارجی و داخلی در پیوند با هم ،و..... اشاره کرد

 اما در میان دستاوردهای کلان سیاستهای خارجی  دولت دهم  که به بخشی از آنها نیز  اشاره شد ، انتخاب ریاست ایران بر یک سازمان فراگیر و موثر در عرصه اقتصاد و سیاست جهانی به نام اپک  آن هم به عنوان عیدی سال 2011 دارای حلاوت خاصی است .

اين اتفاق از اين رو اهميت دارد كه نظام سلطه به رهبري آمريكا، تمامي توان خود را براي تحت فشار قرار دادن ايران به دليل پيشرفت هاي برنامه هسته اي به كار گرفته است و حضور ايران در اين عرصه مي تواند قدرت بين المللي و منطقه اي جمهوري اسلامي را بالا ببرد.

اعضاي اوپك شامل 12 كشور مستقل از 3 قاره جهان يعني ايران، عربستان، كويت، ونزوئلا، عراق، قطر، الجزاير، اكوادور، ليبي، امارات متحده عربي، نيجريه و آنگولا مي شود كه در مجموع 79 درصد از ذخاير اثبات شده نفت و گاز و حدود 44 درصد از توليد انرژي جهان را در اختيار دارند.بنا به اعتقاد تحليلگران با توجه به بحران هاي سياسي و اقتصادي فشرده اي كه گريبانگير اغلب كشورهاي دنيا شده است، رياست ايران بر اوپك در سال 2011 مي تواند تاثير زيادي بر معادلات و مبادلات اقتصاد انرژي جهان داشته باشد

اوپك به عنوان يك سازمان طبق اساسنامه اهداف راهبردي را براي خود در نظر گرفته است. اين اهداف عبارتند از: ايجاد هماهنگي و وحدت در خط مشي هاي نفتي كشورهاي عضو، تعيين بهترين شيوه ها براي تامين و حفظ منافع فردي و جمعي آن ها، يافتن راه ها و وسايل تامين ثبات بازار نفت، توجه كافي و مستمر نسبت به منافع كشورهاي توليدكننده و حفظ درآمد ثابت براي آن ها، عرضه كافي، اقتصادي و منظم نفت به كشورهاي مصرف كننده.

اگرچه رسانه هاي غربي ترجيح دادند حداكثر سكوت را در اين زمينه اختيار كنند اما افزايش نقش منطقه اي ايران باعث شده است كه كشورهاي ديگر نتوانند با رياست ايران بر اوپك مخالفت كنندرسانه هاي غرب در مقابل اين پيروزي سياسي ايران در شرايطي كه هر روز بحث تحريم هاي آمريكا را مطرح كرده و در مورد تاثيرات آن بزرگنمايي مي كنند به سياست سكوت متوسل شده اند زيرا هر تحليلي از اين ماجرا به معناي اقرار به نقش ويژه ايران در منطقه و در بين كشورهاي توليدكننده و صادركننده نفت است. اين رسانه ها به شكل بسيار جزئي تنها به اصل خبر پرداختند. در شرايطي كه جمهوري اسلامي در معرض ادعاهاي آمريكا براي تحريم هاي نفتي قرار دارد بيش از گذشته در بازار نفت تعيين كننده خواهد بود.

انتخاب ایران پس از 36 سال و برای اولین بار بعد از انقلاب بر یک سازمان موثر مانند اوپک و همزمانی غیر تصادفی این رویداد با دولت عدالت محور دهم ، خود برگ زرین دیگری از درایت و کفایت دستگاه دیپلماسی دولت دهم میباشد .

 

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه یازدهم دی 1389 | 16:18 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: دیپلماسی و روابط بین الملل |

وحدت ملی، کارکرد کلیدی و بنیادین نظام


مجتبی شجاعی* :

 همیاری جدی در جهت تقویت وحدت ملی، یکی از شعارهای اساسی و اهداف مهم نظام جمهوری اسلامی است که تحقق آن به افزایش وحدت ملی و تقویت جایگاه نظام جمهوری اسلامی ایران در معادلات سیاسی- امنیتی منطقه منجر می‌شود. با آگاهی از این نکته که یکی از ویژگی‌های بافت جمعیتی ایران، وجود تکثر و تنوع قومی- فرقه‌ای است و دشمنان نظام نیز با آگاهی از این ویژگی، تلاش می‌کنند با استفاده از ترفندهای مختلف، زمینه‌های ایجاد و گسترش شکاف‌های هویتی- ایدئولوژیک را فراهم کنند و با تضعیف داربست‌های وحدت ملی، زمینه‌های کاهش اقتدار نظام را ایجاد کرده و مشروعیت الهی و مردمی و فرآیند تصمیم‌گیری را با چالش جدی مواجه کنند، به عبارتی تضعیف وحدت ملی و انسجام اسلامی به یکی از اهداف راهبردی مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران و امت اسلامی چه در داخل و چه در خارج تبدیل شده است. مقام معظم رهبری نیز با علم و آگاهی به نقشه و طرح خزنده غرب، بارها رهنمودهای لازم برای مقابله و مبارزه با تهاجم و ناتوی فرهنگی غرب را اعلام و به تمام نهادها و متولیان امر توصیه کردند با آسیب‌شناسی دقیق سناریوهای تهدیدزا، زمینه‌های دستیابی به یک راهکار منسجم و کارآمد را که نشأت گرفته از انسجام تئوریک و تاکتیکی مسؤولان فرهنگی، سیاسی و امنیتی باشد، فراهم کنند. لازم به یادآوری است که در عصر جهانی شدن، فناوری اطلاعات و ارتباطات و از طرفی جهانی شدن مقوله امنیت، اروپا و در رأس آن آمریکا تلاش می‌کنند تا با رویکردی تلفیقی از مولفه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری، زمینه‌های ایجاد و گسترش مولفه‌های واگرایانه را فراهم کرده و ظرفیت‌های مادی و معنوی نظام را متوجه مهار بحران‌های داخلی کنند، از این رو آنان با ترسیم فضای داخلی ایران به یک فضای تنش‌زا، زمینه‌های فرار سرمایه‌ها را به وجود آورده و با اتخاذ جنگ روانی- رسانه‌ای، ایران اسلامی را به عنوان ناقض حقوق اولیه انسان‌ها معرفی می‌کنند، بویژه اینکه داربست‌های وحدت ملی، ارتباط تنگاتنگی با توسعه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دارد. لذا مناسب و شایسته است تا جمهوری اسلامی در راستای تقویت ضریب امنیت ملی، اقتدار نظام اسلامی و افزایش عمق راهبردی خود، در گام اول مهم‌ترین محورهای رویکرد خصمانه غرب را شناسایی کرده و در گام بعدی با اتخاذ رویکرد تعامل سازنده و هم‌اندیشی با متولیان امر، زمینه‌های عملیاتی کردن راه‌های خنثی‌کننده را فراهم کند. البته به منظور بهینه‌سازی فرآیند تصمیم‌گیری، شایسته است راهکارهای جمهوری اسلامی ایران به صورت دوره‌ای مورد بازبینی و بازتعریف قرار گیرد تا بتوان از اقدام‌های موازی و هزینه‌بر که از مطلوبیت کمتری برخوردارند، جلوگیری کرد، بویژه اینکه استراتژی غرب برای تضعیف وحدت ملی بسیار انعطاف‌پذیر و با استفاده و بهره‌مندی از تمام ظرفیت‌های روانشناختی و جامعه‌شناختی است، لذا ابزارهای تهاجمی آنان متناسب با زمان، مکان و هدف تغییر می‌یابد، در نتیجه تصمیم‌گیران ایران اسلامی نیز باید یک راهبرد هزار شاخه، انعطاف‌پذیر و هوشمندانه را پیاده‌سازی کرده با مدیریت منابع انسانی- مالی و اتخاذ دیپلماسی فرهنگی کارآمد از هدر رفتن ظرفیت‌ها و فرصت‌ها جلوگیری کنند. مهم‌ترین محورهای راهبردی غرب برای تضعیف وحدت ملی عبارتند از استفاده ابزاری از رسم حاکم بر روابط بین‌الملل در حوزه تکثر قومی، فرهنگی و فرقه‌ای، مانند حمایت از حقوق بشر (فشار از بیرون، تغییر از درون، فشار از پایین وچانه‌زنی در بالا) زمینه‌های ایجاد و گسترش تنش‌های قومی- فرقه‌ای و صنفی- دانشجویی را فراهم کرده تا به صورت تئوریك و تاکتیکي مسؤولان نظام در حوزه‌های راهبردی با چالش جدی مواجه و بستر اتخاذ دیپلماسی انفعالی ایران در موضوع‌های هسته‌ای و... را فراهم آورد. در این راستا آمریکا تلاش می‌کند با امنیتی کردن مولفه‌های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، بستر شکل‌گیری بحران‌های داخلی را فراهم کند، طوری که به طور محسوسی مورد مذکور مشهود است؛ در گذشته آمریکایی‌ها تنها بر مولفه‌های سخت‌افزاری تاکید می‌کردند که مهم‌ترین نمونه بارز آن قرار دادن ایران در ردیف کشورهای محور شرارت یا تهدید به عملیاتی کردن سناریوی حمله نظامی پیشگیرانه به ایران اسلامی بود ولی مدتی است سیاست خارجی آمریکا به سمت بهره‌برداری ابزاری از گفتمان‌های نرم و عوام‌پسندانه، مانند حمایت از دانشجویان، گروه‌های اقلیت قومی یا حمایت از آزادی‌های مذهبی تغییر چهره داده؛ به عبارتی، آمریکا تصمیم گرفته چهره خود را که بر اثر یکجانبه‌گرایی و تهدیدهای مکرر نظامی مخدوش شده، با تاکید بر گفتمان حمایت از حقوق بشر بازسازی کند و بنیان‌های پیاده‌سازی مکتب لیبرال- دموکراسی و نفوذ خزنده ناتوی فرهنگی خود را از طریق «براندازی نرم»، عملیاتی سازد و با نشانه گرفتن محورهای وحدت‌ساز ایدئولوژیک مانند اصل ولایت فقیه، شکاف میان روحانیت و جامعه، تضعیف وحدت حوزه و دانشگاه، تشکیک درباره حقوق بشر اسلامی، تضعیف جایگاه نماز جمعه و... تلاش می‌کند زمینه‌های تضعیف جایگاه مکتب سیاسی اسلام در تقویت وحدت ملی را فراهم کند زیرا تحلیلگران آمریکایی به خوبی می‌دانند که وحدت ملی و انسجام اسلامی به یکدیگر وابسته‌اند، طوری که به هر میزان بتوانند علقه‌های ایدئولوژیک میان ملت ایران را تضعیف کنند، به همان میزان نیز ضریب وحدت ملی را کاهش داده‌اند. آمریکا با تغییر راهبرد از «براندازی سخت‌افزاری» به پروسه «براندازی نرم» با تجربه‌ای که از فرآیند فروپاشی شوروی یا انقلاب‌های رنگي و مخملی به‌دست آورده، درباره ایران نیز بنا دارد از اين پروسه استفاده کند.

 




* نویسنده کتاب امنیت ملی و فراگردهای آن

چاپ شده در

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه چهارم دی 1389 | 15:37 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: منطقه و خاورمیانه |

تغيير متهم به مدعي شاهبيت دوئل ديپلماتيك ژنو .

مجتبی شجاعی

مذاکرات ژنو پس از دو روز و انجام سه دور مذاکره میان سعید جلیلى، دبیر شوراى عالى امنیت ملى ایران و کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجى اتحادیه اروپا و نماینده گروه 1+5 در مذاکره با ایران، با تعیین زمان و مکان مذاکرات بعدى به پایان رسید و اين در حالي است كه بنظر ميرسد  مذاکرات دکتر جلیلی و هیات ایرانی هوشمندانه آغاز شد و هوشمندانه با برد قاطع طرف ايراني  به پایان رسید.

مذاكرات ايران و گروه 1+5  در شرايطي آغاز شد که سعيد جليلي در همان آغاز  لازمه تداوم گفت‏و‏گوها را كنار گذاشتن عادات خارج از قاعده ديپلماتيك غلط گذشته غرب دانسته بود و  هشدار داده بود كه گفت‎وگوها در راهبرد دو مسيره پيشاپيش بي‎فرجام خواهد بود.

مذاکرات ژنو در حالی شروع گرديد که به نظر ميرسيد  1+5 دچار اختلاف های شدید درونی شده و نتوانسته میان اعضای خود درباره یک دستور کار محتوایی یا پیشنهاد مشخص به توافق برسد و شايد به همین دلیل بود که ظاهرا اشتون در این مذاکرات کاری بیش از تمرکز روی مسائل شکلی مانند تعیین زمان و مکان جلسه آینده نداشت .

قبل از آغاز مذاكرات غربی ها می خواستند با تحریم و تهدید و حتي دست آخر ترور دانشمندان هسته اي ايران و شهادت دكتر شهرياري ، و ايجاد فضاي رسانه اي و تبليغاتي هماهنگ و  سنگين ،  ایران را وادار به تسلیم کنند اما ایران به کار خود ادامه داد و تسلیم نشد و حتي غربيها  نگاهی به داخل داشتند و قصد داشتند  از فتنه گران و اپوزیسیون یارگیری و سربازگیری کنند و از نتيجه و كاركردهاي آن به نفع سياستهاي خود قبل از آغاز دور جديد مذاكرات استفاده كنند  و همچنین فکر می کردند که توانسته اند ایران را در سطح دنیا منزوی کنند.

همچنین، مذاكرات ژنو در حالي با وقفه اي  تقريبا يكساله از سر گرفته  شد كه بسياري از تحليل گران مسائل هسته اي   نوع نگاه آمريكا و غرب در استفاده از يك راهبرد تكراري و  بي نتيجه فشار - تحريم و مذاكره عليه ايران يا درگفتمان ديپلماسي هسته اي    راهبرد چماق و هويچ را علت اصلي ناكامي هرگونه  رايزني با جمهوري اسلامي در حوزه هاي  سياسي و هسته اي  عنوان  مي كنند.

آنچه مشخصه تركيب رواني و مناسبات بين نمايندگان گروه غربي در مذاكرات بود شكاف عميق و تضارب نظريات بين اعضاي حاضر در مذاكرات از سوي طرف غربي  و همچنين نداشتن برنامه اي مشخص از طرف گروه غربي براي ارائه به طرف ايراني و از سويي دستپاچكي و كم تجربگي خانم اشتون  بود كه اين فضا را به دكتر جليلي و همكارانش داد كه  مديريت جلسات را درطول اين مذاكرات  به عهده گيرند .

جمهوري اسلامي ايران در چندين دور مذاكرات با اين گروه ؛ به اين موضوع تاكيد نمود كه از حقوق اتمي خود به طور كامل  در چارچوب مقررات بين المللي و تعهدات خود در قبال آژانس بين المللي  انرژي اتمي بهره خواهدگرفت.
طي اين مذاكرات نمايندگان مذاكره كننده ايراني  همچنين خواستار اجراي اين الزام قانوني شدند  كه آژانس مطابق وظايف فني و تخصصي  خود و كشورهاي دارنده فناوري بهره برداري از انرژي اتمي ؛بايد در زمينه گسترش و توسعه اين دستاورد علمي و صنعتي با كشورهاي ديگرهمكاري كنند كه تاكنون اين امر  حداقل براي ايران عملي نشده است و ارائه اين خواست از سوي دكتر جليلي در اين مقطع ، نشان از زكاوت و هوش سرشار و همچنين كاربلد بودن گروه ايراني در مذاكرات را داشت .

فارغ از اين مذاكرات به باور ناظران آگاه نیز، جمهوري اسلامي ايران دوران پر فراز و فرود تحريم وفشارها بر سر حقوق هسته اي  خود را پشت سرگذاشته و در اين مسير به دستاوردهاي خوبي نيز نايل آمده است  .رسيدن به غني سازي  در سطح 20 درصد؛بهره برداري رسمي از نيروگاه اتمي بوشهر زير نظر آژانس بين المللي  انرژي اتمي ؛ موفقيت هاي  جديد هسته اي  در زمينه تهيه و توليد كيك زرد؛ اكتشاف ها و استخراج هاي  موفق اورانيوم   از جمله اين دستاوردها به شمار مي رود و همين دستاوردها تاثير بسياري بر بالابردن قدرت چانه زني ايران در مذاكرات ژنو داشته است. مواضع قاطعانه ايران در مذاكرات ژنو، شكست زودهنگام طرح‌هاي غرب براي توقف و يا محدود سازي فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را به همراه داشت.

 در این دوره از مذاکرات توافق شد تا در نشست سوم میان ایران و گروه 1+5 مسائلى نظیر عدم اشاعه، خلع سلاح و همکارى‌هاى صلح آمیز در زمینه فناورى‌هاى هسته‌اى مورد بررسى قرار گیرد. توافقات انجام شده در رابطه با برگزاری دور بعدی مذاکرات در استانبول و همچنین ادامه مذاکرات بر اساس همکاری بر روی نقاط مشترک نشان می‌دهد که  نظر ایران با این توافق بیش از نظر گروه 1+5 در مذاکرات فیمابین تامین شده است. تركيه به همراه ايران و برزيل يكي از اضلاع مثلث توافقنامه تهران است كه سال گذشته پيشنهادي غافلگيركننده به طرف‌هاي غربي داد و به نوعي ابتكار عمل را از دست آمريكا و اروپا خارج كرد. توافقنامه تهران، خواستار مبادله اورانيوم نيمه فرآوري شده ايران با اورانيوم فرآوري شده در تركيه شد؛ اما غربي‌ها اين پيشنهاد را نپذيرفتند و تصميم اخير مبني بر برگزاري دور بعدي مذاكرات آن هم در تركيه شايد حامل پيام خاصي براي دولت ايران از سوي غرب است و شايد پيش زمينه اي براي حصول نتايج مثبت براي ايران و گامي پس كشيدن از سوي غربيها باشد .

اصرار مذاكره كنندگان ايراني بر كليت مذاکرات از مذاکره بر سر فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران به مذاکره بر سر مسائل مهم جهاني مقدمه اي براي برداشت محصول سياسي و حقوقي در دور بعد خواهد بود و تاكيد ايران بر عدم مذاكره بر سر حقوق هسته اي ملت خود استمرار گفتمان مقاومت نرم را در ديدگاه ايران به درستي نمايش ميدهد .

ادبيات ديپلماتيك نمايندگان ايران در اين مذاكرات و غلبه رواني گروه ايراني در طي اين دو روز عملا به جلسه اي براي محاكمه غرب در خصوص دو عمليات تروريستي اخير بر عليه دانشمندان هسته اي كشور و شهادت دكتر شهرياري تبديل شده بود و از طرفي فضايي كه ناشي از براورد ناصحيح غرب از بازتاب دسيسه خود ساخته ويكي ليكس در سطح جهان بود و پريشاني و عدم تمركز گروه پنج بعلاوه يك و همچنين استفاده مناسب طرف ايراني از اين شرايط ، نتيجه مذاكرات را به نفع ايران رقم زد و به نوعي تغيير شرايط براي ايران از متهم به مدعي و محق به شمار ميايد كه اين هم از كاركردهاي نظام و بالاخص دولت دهم ميباشد.

بعد از 14 ماه به نظر می‌رسد که نظر ایران در این توافقات تامین شده و اینکه قرار شده مذاکرات ادامه بیابد خود  گام مثبتی است .

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :پنجشنبه هجدهم آذر 1389 | 10:9 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

  

 مانيفست تحول هسته‌اي در کشور به دست شهرياري‌ها نوشته‌ شده است.

 مجتبی شجاعی

شهدا در جامعه ما خط تاريخ را شکسته‌اند و مانيفست تحول بزرگ در حوزه هسته‌اي در کشور به دست شهدايي مانند شهيد علي محمدي و شهرياري نوشته شد.

انتشار خبر توليد انبوه کيک زرد در مقياس کاربردي، آن هم يک هفته بعد از حمله تروريستي به دانشمندان هسته اي کشور و شهادت شهيد شهرياري و از سويي همزماني با آغاز دور جديد مذاکرات هسته اي نظام با گروه 1+5، حامل پيام جديت ايران در تداوم حرکت نظام جهت توسعه هسته اي به غرب است و از طرفي نشان دهنده اضمحلال طرف غربي از حرکت هاي نرم و انواع جاسوس بازي ها با ايران است.

با روندي که مذاکره کنندگان ايراني در پيش گرفته اند و سياست تغيير متهم به مدعي از سوي نظام، اميد آن مي رود مذاکرات اخير با مديريت جمهوري اسلامي تداوم يابد.

صهيونيست در مسئله هسته اي ايران با مهره اروپا بازي مي کند كه اين موضوع افق خطرناكي براي قاره سبز خواهد بود

مردم به ميثاق خود با شهدا پايبندند و بي هيچ بيم از حرکت هاي کور دشمن و هجمه هاي آنان، با وحدت و يكدلي در حوزه هاي گوناگون قومي و مذهبي و گروهي و ... و با پيروي از ولايت فقيه و  با حفظ ارزشهاي  اسلامي و ايراني راه شهدا را ادامه خواهند داد .



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :پنجشنبه هجدهم آذر 1389 | 10:4 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

اسناد منتشره ويكي ليكس  كه به اذعان و تلقي بازيگردانانشان   كابوس سياستمداران و روياي مورخين  در جريان فضاي مثلا  باز اطلاعات  است   ،   سناريويي ديگر از سياست دستكاري و ايجاد تنش و اختلاف در منطقه خاورميانه است كه مديريت مستقيم آن به عهده صهيونيستها است .

 افشاي مكاتبات خصوصي و 250000 سند محرمانه و حتي نه به كلي سري  ، همزمان با شكست دموكراتها در امريكا ، انتخابات مشكوك مصر به عنوان متحد امريكا در منطقه و شكست اخوان المسلمين ، منازعات كره شمالي و جنوبي و رزمايش مشترك امريكا با كره جنوبي ،  شكست هاي پي در پي در عراق و افغانستان و افزايش تلفات امريكا در ماههاي اخير در اين كشورها ، اراده تشكيل كابينه در عراق با حمايت و تاثيرگذاري معنوي و الهام بخشي جمهوري اسلامي ايران ،  سفر رفيق حريري به تهران ، ترور دانشمندان فيزيك ايران در آستانه دور مذاكرات جديد بين ايران و گروه پنج بعلاوه يك ، عدم كاميابي تحريمها بر عليه ايران و افزايش مبادلات تجاري ايران با اروپا و كشورهاي عربي منطقه ، افزايش كاريزماتيك نظام اسلامي ايران در جهان   و چندين اتفاق كوچك و بزرگ ديگر كه فضاي بين المللي و اذهان عمومي را ممكن است متاثر از خود نمايد ، مبين و مويد پروژه معروف و هميشگي صهيونيستها و امريكاييها در خصوص رونمودن بمبهاي اطلاعاتي خود براي تاثير گذاري بر افكار عمومي جهت ذهن پريشي جامعه جهاني است .

كليد خوردن توطئه اختلاف افكني بين ايران و برخي كشورهاي افريقايي در هفته هاي اخير به بهانه  ارسال سلاح و همزماني ان با انتشار اين اسناد و اشاره به   اختلاف بين ايران و كشورهاي منطقه كه داراي روابط تاريخي و ديني و سياسي حسنه اي با هم هستند قطعا در راستاي كبريت كشيدن غرب به منظور جلوگيري از بسط گفتمان انقلاب و گسترش روابط جمهوري اسلامي بر پايه احترام متقابل و تامين منافع ملي در روابط با كشورهاي عربي و برخي كشورهاي افريقايي است.

بررسي شرايط كنوني حاكم بر روابط بين الملل و شرايط فعلي امريكا در جهان  و اضمحلال و انفعال نظام سلطه و ليبرالي غرب و افزايش موج نفرت عمومي از صهيونيستها باعث ميگردد تا چنين بازيهاي رسانه اي و رواني مانند بازي درز اطلاعات  از طريق ويكي ليكس كه با مديريت صهيونيستهاي استراليايي اداره ميشود آغاز گردد تا صهيونيستها اينچنين  منظم و با برنامه دقيق    توليدات سازمانهاي جاسوسي خود را با قاعده بازي اطلاعاتي به خورد اذهان عمومي جامعه جهاني دهند  .

البته نبايد از اين واقعيت غافل شد كه تمام دستگاه ديپلماسي امريكا منطبق بر دستگاه جاسوسي و اطلاعاتي  اين كشور در خدمت منافع صهيونيسم جهاني است و سفارتخانه هاي امريكا در كشورهاي جهان فقط در حد جاسوسخانه و لانه جاسوسي است .

شيطنت و دسيسه اطلاعاتي اخير امريكاييها در تلاش براي تيره نمودن مناسبات ايران و اعراب قطعا هيچ تاثيري بر روابط مبتني بر عقايد الهي و اسلامي و تز امت واحده اسلامي و  تعاملات تاريخي في مابين نخواهد داشت و هميشه سياست نظام بر مبناي احترام متقابل و حتي گذشت و بردباري جمهوري اسلامي بوده و خوشبختانه در عصر حاضر اعراب به مرتبه اي از بلوغ فكري و تئوريك رسيده اند كه به حضور جمهوري اسلامي مقتدر ايران به عنوان يك حامي و پشتوانه براي جهان اسلام و الهام بخش براي آزاديخواهان عالم ببالند  و بايد اذعان نمود  اگر هم گاها ناخواسته فكرشان زخمي هجمه هاي غرب شده است ، سريع به خود آمده و همگام با ملتشان ،  هضم در اقتدار ملي و نظام جهاني جمهوري اسلامي ايران شده اند .

 

امروز ديگر جامعه انساني در دنيا به اين نتيجه رسيده كه امريكا و صهيونيستها به درجه اي از انفعال رسيده اند كه  كنترلي بر رفتارهاي خود ندارند و  غفلت جامعه جهاني از آنها توطئه اي را در پي خواهد داشت و فقره اخير از طريق پاشاندن رنگ ترديد و ايجاد شبهه و انتشار اين نوع اسناد هم ارز هم بوده و همه در بسته  توطئه صهيونيستهاست  و امروزه نميتوان منكر اين نكته مهم شد كه سازمانها و واحدهاي رواني- تبليغاتي غرب   با توسعه‌اي روزافزون همواره به عنوان يكي از بازوهاي اصلي استعمار  در جنگ و صلح عمل كرده‌اند و انتشار اسناد محرمانه توسط مديران ويكي ليكس مبتني  بر تبديل وضعيت امريكا از بدهكار به طلبكار رقم خورده و در حال پيگيري است .

 بي شك انتشار اين اسناد باز هم در جهت منافع لابي صهيونيسم جهاني برنامه ريزي و اجرا گرديده است چرا چون حمایت امریکا از اسرائیل جزو یکی از اصول لایتغیر سیاست خارجی امریکا می باشد و کارگردانان سیاست خارجی امریکا اعم از حزب دموکرات یا جمهوریخواه حمایت از اسرائیل را سرلوحه کار خویش قرار داده اند و  در دوره های مختلف

 امریکا به تنهایی و با تکیه بر برتری نظامی خود در عرصه های دیپلماتیک، اقتصادی، نظامی و ..برای حفاظت از کیان صهیونیست ها هر ترفندي را عملي نموده است و حفظ منافع صهيونيسم و تداوم حيات ننگين آن مخرج مشترك مولفه هاي ساختاري در نظام سياسي و اجتماعي امريكا بوده است .

به نظر ميرسد صداي اخير صهيونيسم با اين هجم و بسامد در دستگاه موسيقي ويكي ليكس ، در طولاني مدت ضمن به مخاطره انداختن و زير سوال بردن وزارت خارجه امريكا ، اين سوال را در اذهان پيش مي آورد كه محصول اين توطئه به كام صهيونيسم ، ميخواهد چه باشد كه امريكا حاضر به پرداخت چنين هزينه هايي در اين سطح ميشود .البته امريكا يك نكته را از دايره محاسباتش فراموش نموده و آن اين نكته است كه داوران امروز همان مردمي هستند كه خود نزديك به صحنه اند و با سابقه اي كه از اين نوع داستانها دارند احتمال خطا در داوري آنها كمتر از گذشته شده است .

  شايد فارغ از فضاهاي پيش نياز و هم نياز با ماجراي ويكي ليكس كه به آنها اشاره  شد  بتوان اين تحليل را نيز  ارائه داد كه احتمال دارد  خود اين دسيسه اصولا پيشنياز حركتي شايد با وسعتي بيشتر  در حوزه دسيسه اي جديد از سوي غرب و امريكا با احتمال وقوع رخداد در منطقه خاورميانه باشد .

البته پيامدديگري كه ممكن است  توطئه ويكي ليكس در فضاي ديپلماتيك في مابين اروپا و امريكا   داشته باشد   اين است  كه با اين حركت به نظر ميرسد    ظرف اختلافات ديپلماتيك و نزاعات پشت پرده در سياست خارجي امريكا و اروپا خواهد شكست و منازعات ديپلماتيك كف خيابان دنبال خواهد گرديد .

از طرفي ميتوان گفت  اجراي اين توطئه و انتشار اين مطالب كه بيش از سند بودن شبه ويروس و كرم سياسي هستند  در راستاي دسيسه شكاف در حوزه ديپلماسي بين دولتها و همچنين خلط بين روابط خارجي و جاسوسي به منظور ارائه فضايي تاريك از مناسبات جهاني ميتواند باشد كه باور سطحي اين نظريه و عدم درك عميق آن به سود صهيونيسم ، افول دوستيهاي بين الدولي را در پي خواهد داشت .

 

چاپ شده در

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه سیزدهم آذر 1389 | 14:47 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

ايراني كه امروز در سراسر جهان به نام مقدس جمهوري اسلامي ايران شناخته ميشود با مساحت 1648195 كيلومتر مربع به عنوان هفدهمين كشور وسيع جهان و به تنهايي بيشتر از مجموع شش كشور اروپايي آلمان ، فرانسه ، انگلستان ، ايتاليا ، هلند و بل‍‍ژيك مساحت دارد . كشور ايران با جمعيتي بالاي هفتاد و دو ميليون نفر ، در    رتبه جمعيتي دهم آسيا و پس از مصر و تركيه در رتبه سوم جمعيت خاورميانه قرار دارد و با در نظر گرفتن نرخ فعلي رشد جمعيت هر سال جمعيتي نزديك يك ميليون نفر به جمعيت ايران اضافه ميگردد و اين در حالي است كه 48 ميليون نفر از جمعيت ايران  كه 18 ميليون خانوار را شامل ميشود ساكن شهرها  و باقي روستا نشين هستند .بيشترين رشد جمعيت در كشور مربوط به جوانان است .

كشور ايران بيش از  6000 كيلومتر مرز مشترك خاكي  با كشورهاي پاكستان ، افغانستان ،تركمنستان ، جمهوري آذربايجان ، ارمنستان ، تركيه ، و عراق است كه با احتساب مرزهاي ساحلي ايران ، كشور ما در مجموع 8700 كيلومتر مرز مشترك با همسايگان خود دارد .

ايران به سبب دارا بودن سواحل طولاني در خليج فارس و درياي عمان و از سويي ديگر به واسطه در اختيار داشتن تنگه استراتژيك هرمز به ترتيب داراي موقعيت بحري و استراتژيك خاصي ميباشد.

جمهوري اسلامي ايران به لحاظ رتبه بندي ذخاير نفت و گاز در جهان رتبه دوم را داراست و حتي به لحاظ ذخاير معدني و طلا جايگاه نسبتا خوبي را دارد .

تنوع اقليم آب و هوا و منابع عظيم طبيعي براي كشاورزي با عث گرديده كشور ايران در رتبه هفتم توليدات كشاورزي جهان قرار دارد و حتي در محصولاتي مانند پسته رتبه اول و در محصولاتي مثل خرما و زرد آلو در رتبه دوم و در خيلي از محصولات جزء 5 كشور توليد كننده آن بشمار مي آيد .

بقیه در ادامه مطلب ..

چاپ شده در


ادامه مطلب ...

نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :چهارشنبه دهم آذر 1389 | 12:9 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: مصاحبه هاو مقالات اینجانب در خبرگزاریها و مطبوعات |

هژموني ايدئولوژيك نظام مولفه مادر در ساختارها و فراگردهای سیاسی -

مجتبی شجاعی

مؤلفه قدرت و كارامدي  فرهنگي‌-اجتماعي‌و ايدئولوژيك ،  بنيادي‌ترين مؤلفه قدرت نظام برآمده از انقلاب ‌اسلامي بوده و هست‌.

 بعد از گذشت بيش از 3  دهه از انقلاب‌، كماكان سپهر «فرهنگ‌» بارزترين و برجسته‌ترين چهره نظام است‌. به رغم اين واقعيت   بعد از انقلاب (خصوصاً بعد از جنگ‌)، نظام از استعداد توليد و بازتوليد فرهنگي تقريبا پايين و نامتوازني به نسبت هجمه هاي فرهنگي دشمن برخوردار بوده است بالاخص اينكه  در دوره اصلاحات بر اين ميزان افزوده شد . به بيان ديگر، به مرور زمان تنها مؤلفه قدرت نظام‌، تبديل به‌ تهديدزاترين و بحران‌زاترين عرصه نظام شده است .

 به اقتضاي ذات انقلاب و ماهيت نظام مقدس اسلاميمان ‌،  تلاش به اين سمت سوق داده شد كه رنگ فرهنگ ديني را بر تمامي مؤلفه‌ها و عرصه‌هاي ديگربيفشانيم ، اما باید به این نکته  اشاره کرد  ضمن ناكافي بودن اين تلاش و تاثير پذيري اين حوزه از حوزه هاي ناميمون ديگر و دسيسه هاي بيروني ، تمهيدي براي ممانعت‌ از بازنمايي و بازتعريف ناهنجاري ديگر در سيماي فرهنگي نينديشيديم‌. از اين رو، هر بي‌هنجاري و تهديدي‌، جامه‌اي فرهنگي بر تن كرد و ستون خيمه نظام را مورد هجمه‌هاي ‌گوناگون قرار داد . در برهه اي از زمان تهاجم فرهنگي ، در ادامه تهاجم و ناتو فرهنگي و كمي جلوتر تهاجم فرهنگي ، ناتو فرهنگي و جنگ و تهديدات نرم در غالبهاي گوناگون ارتباطاتي و رسانه اي و ... . به سمت نظام سوق داده شد .

در واقع فرهنگ در نظام اسلامي ما  ارزش‌ها، هنجارها، دانش‌، هنر، عواطف‌، سلايق و در كنار هنجارها آداب‌، رسوم و قوانين و محصولات مادي و معنو ي ملت ماست كه چيزي  فارغ از دين و مذهب و اعتقاداتمان نبوده و نخواهد بود.

توجه به تاثيرات فرهنگ در نقش تعيين كنندگي آن در ساختارها و فراگردهاي سياسي‌، اقتصادي و اجتماعي‌نظام ، چهره فرهنگي يافتن استراتژي‌هاي بزرگ‌ نظام و از همه مهمتر تاكيدات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري و از سويي همت ويژه علما و حوزه هاي علميه در حوزه فرهنگ بالاخص فرهنگ ديني و مذهبي گواه بر تاكيد وعزم نظام به فرهنگ و شاخه هاي مرتبط با ان است .

اما بايد اذعان داشت به رغم ميزان اقتدار و هژموني ايدئولوژيك نظام  و ‌ همت و هميت در بخش اعظم نظام گاها موتور حوزه فرهنگ در كشور ما ، ضعيف و كم تحرك طي مسير ميكند كه شايد بتوان در حالت خوشبينانه حجم انبوه هجمه هاي فرهنگي را علت كليدي آن برشمرد اما در حالت واقع گرايانه علاوه بر علت فوق بايد به حضور مولفه هاي ديگري كه منجر به ضعف در حوزه فرهنگ بالاخص اغناي فرهنگي ميشود نيز اشاره كرد كه عدم نگاه فرهنگي برخي مديران به حوزه هاي مختلف سياسي و اجتماعي و امنيتي و ... ، ناكارامدي آموزش ها در بخش فرهنگ ، عدم دقت لازم در دانشگاهها جهت الگوگيري و استفاده از كاركردها و ظرفيتهاي كلان حوزه هاي علميه ، نقصان در به روز نمودن ارزشها و ارائه تصوير صحيح از انها ، حركت سرسره اي فرهنگ به سمت پايين در عصر يخي اصلاحات ، عدم توجه به علوم انساني در دانشگاهها و ناكارامدي توليدات فرهنگي و رسانه را از جمله كند كننده هاي سير فرهنگ برشمرد .

در كشور ايران ، كه متكثر و متاثر از خرده فرهنگها است و با آن رابطه تنگاتنگ فرهنگ با هويت ملي‌، تاريخي‌، فردي و جمعي  ، به سبب امتزاج و اختلاط آن با   هنجارها و ارزش‌ها و آداب و رسوم و...   ملت ايران ‌، از چهره پيچيده (در عين لطافت و ظرافت‌) برخوردار است‌. و همين پيچيدگي در عين حال كه ميتواند نقطه قوت باشد در صورت عدم نگاه ظرافتمندانه ميتواند خود تهديدي بالقوه  نيز باشد .

درنظام جمهوري اسلامي ايران آرمانهاي والايي قراردارد كه درانديشه هاي حضرت امام خميني ( ره ) ومقام معظم رهبري موج مي زند. آرمانخواهي مردم متدين وانتخاب آرمانهاي ارزشمند توسط شهداي گرانقدر همگي نشان ازمنبع لايزال الهي آرمانها مي دهد كه همانا قرآن وعترت سرچشمه تمام آرمانهاي مقدس است . اگربپذيريم كه انقلاب اسلامي يك انقلاب فرهنگي است، در واقع اصلي ترين دغدغه آن احيا باورها و ارزشهاي اصيل اسلامي بوده وارزشهاي غربي  منحط قبل ازخود را ترد كرده است و ارزشهاي مبتني براسلام را احيا مي كند .

 ايدئولوژي الهي واسلامي نظام جمهوري اسلامي يك ايدئولوژي ودين آسماني است كه مكاتب دست ساز بشري كه فرهنگ را براي رسيدن به مطامع دنيوي ترسيم مي كنند به مقابله و رويارويي با آن برمي‌خزند عدم درك اين موضوع برخي را به تساهل سوق مي دهد. به گونه اي كه هرگز آنها را واداربه اتخاذ يك استراتژي صحيح براي حركت فرهنگي نمي كند. بنابراين لازمه خلق چشم انداز وبناي يك استراتژي قوي، فعال، پرتحرك، شناخت فرصتها و تهديدات فرهنگي و باوربه  تهاجم فرهنگي دشمنان مي باشد. دراينجا نگاه واقع بين يك نگاه اعتدال گراست .زيرا چشم را نه برداشته هاي فرهنگي خود ونه برتهديدات دشمن هرگز نمي بندد .

متاسفانه در گذشته و گاها حال ٰ   سياستگذاران به جاي آن كه فرهنگ ، اقتصاد ، سياست و اجتماع را دريك سيستم ببينند، هركدام را به يك نظام مجزا تعريف كرده‌اند وهربخش بدون توجه به ديگربخشها و درنهايت همه بخشها بدون توجه به مقوله فرهنگ راهي را طي كردند كه هنجارها وارزشهاي غير فرهنگي رواج گسترده اي پيدا كرد. درحالي كه اگرمي خواستيم به سمت احياء ارزشهاي انقلاب اسلامي واهدافش حركت كنيم بايد به رويكرد فرهنگي كل نظام توجه مي شد .

به نظرمي رسد يكي ازراهبردهاي اساسي كه مقوله فرهنگ را درمجراي اساسي خود قرارمي دهد ودرواقع چشم انداز فرهنگی نظام محسوب مي شود مهندسی فرهنگی میباشد  ؛ واژه اي كه درسال 1381 ازسوي مقام معظم رهبري دردستوركار شوراي عالي انقلاب فرهنگی قرار گرفت  .   از طرفي ضرورت رصد فرهنگي يعني وضعیت فرهنگی کشور را با يك نگاه عينيت گرا هم درسطح فرهنگ عمومي وهم درسطح خرده فرهنگهاي موجود درجامعه بررسي كنيم وبا كالبد شکافی فرهنگی جامعه شناخت نسبت به آرمانها بوجود مي‌آيد ودرمرحله بعد تبديل آرمانها به چشم انداز وسپس به اهداف ودرنهايت سياستگذاري ، برنامه ريزي و مدیریت فرهنگی  ضروري است .

 

چاپ شده در   مورخ دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸۹



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :دوشنبه یکم آذر 1389 | 18:7 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

      

يكي از اولويتهاي قدرتهاي استكباري در سيره عملي و رفتارهايشان در عصر حاضر در مواجهه با حركت رو به رشد نظام اسلامي ايران در ابعاد گوناگون تلاش در جهت تاثير گذاري به سمت ركود در ابعاد گوناگون از جمله اقتصاد و توسعه است .

ناتو فارغ از انديشه محال حركت سخت افزاري در مواجهه با ايران و همچنين چشيدن طعم تلخ شكست در حوزه فرهنگي و شكست تابوي ناتوي فرهنگي و افتضاح ان  اكنون در مواجهه با تحول در اقتصاد در راستاي گذر ايران به مرحله تبديل به قدرت اقتصادي در كنار تاثيرگذاري سياسي – فرهنگي – ايدئولوژي – نظامي و علمي در جهان ، ناشيانه گارد تهاجمي به خود گرفته است .

 بي شك ميتوان گفت در صورت تحقق كاميابي در هدفمند كردن يارانه ها كه محتمل قطعي است ميتوان گفت مدد الهي و دست غيب دوباره و اينبار در حوزه اقتصاد و از استين با كفايت دولت دهم به سمت حول حالنا الي احسن الحال رهنمونمان ساخته است و توازن در حركت به سمت تعالي نظام در همه حوزه ها و حتي اقتصاد برقرار گرديده است

 سوز طوفان رونده تعالي نظام در جهان ، گونه هاي سفيد و زرد ناتوها را زير چتر استكبار و ناتوي اقتصادي سرخ كرده و گويي سرخيشان ناشي از سيلي همان طوفان رشد و تعالي و زوال انديشه سكولاريسم جهاني است كه نسيمي روحبخش در فضاي حق و نوازشگر حيات طيبه ملت شريف ايران و  الهام گيرندگان از ايران اسلامي است .

 با تغيير معادلات جهاني متاثر از انقلاب اسلامي ، ملت ايران با درك عمق ماجراها امروز به اين باور رسيده كه اداره يدي عالم بي اراده ايراني مسلمان بي شك ناممكن است .

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه بیست و نهم آبان 1389 | 13:42 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: فرهنگی |

انتشار کتاب جدید اینجانب با عنوان ( فرهنگ -مهندسی فرهنگی - رصد فرهنگی و ناتو فرهنگی )

کتاب فوق با مووع مذکور در ۲۷ فصل و ۳۰۰ صفحه به واکاوی فرهنگ و عناصر مرتبط با آن و همچنین تهاجم فرهنگی و ناتو فرهنگی پرداخته است  )

از جمله فصلهای کتاب میتوان به ( فرهنگ و امنیت ملی - فرهنگ و نگاه مهدوی - رصد فرهنگی - ناتو فرهنگی - تهاجم فرهنگی و ... ) اشاره کرد.



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389 | 12:32 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: |

 

لگد پراكني فيلها و الاغها در امريكاي اشغالي ، مدل ويترينيك دموكراسي صهيونيستي

مجتبی شجاعی

چند روز از برگزاري انتخابات باصطلاح دموكراتيك و تحقيقا فرمايشي ونمايشي در امريكا ميگذرد . انتخاباتي كه در آن دو   حزب جمهوریخواه با نماد "فیل" و دموکراتها با نماد "الاغ" و يك نصفه حزب معترض و منشعب  از اكثرا جمهوري خواهان به نام تي پارتي  در يك ماراتن پرهزينه و  به قضاوت اشغالگران صهيونيست  براي كسب 435 عضو مجلس نمایندگان، یک سوم اعضای مجلس سنا (37 نفر) و همچنین دو سوم از فرمانداران (۳۶ فرماندار) ایالت های آمریکا به رقابت پرداختند .

فارغ از نتيجه ،  اين انتخابات  پرهزينه در حالي برگزار گرديد كه  تداوم  نگون بختي ها و تيره روزيهاي  دولت بوش در دولت اوباما نيز كه محصول تفكر ليبراليسم و اشغال امريكا توسط  صهيونيستها است   ادامه دارد .

از انجا كه فرافكني در عمل و نظر و نسخه  نيش گراز غربيها  مدل امريكايي بوده و  هميشه هزينه منافع ملي ، امنيت ملي و رويدادهاي داخلي امريكا را غير آمريكاييها پرداخت نموده اند اينبار نيز به نظر ميرسد  طراحي و اجراي سناريوي كشف بمب هاي ارسالي از يمن ، التهاب افكني در بخشي از اروپا و خاورميانه به جهت انحراف افكار عمومي داخلي و نمايش پاسبان شايسته امريكايي براي امنيت داخلي و محيط سازي امنيتي در افغانستان و عراق و چند ترفند و تردستي ديگر نيز از آن دسته مشقهاي تكليفي اربابان صهيونيست گله فيلها و الاغهاست كه گرد لگد پراكنيشان در امريكاي اشغالي ،  فضاي دنيا را آلوده ساخته است و طرحي است براي غبار الودي فضاي داخلي جهت پوشاندن    بحران اقتصادي، افزايش شديد بيكاري، بحران مسكن، مشكل بيمه‌هاي خدمات درماني، افزايش شديد بدهي‌ها ، باتلاقهاي افغانستان و عراق ، باختن قائله در عرصه بين الملل ،  افزايش تفكر امريكا ستيزي در جهان .

مردم آمريكا ،  دولتمردان آمريكا از هر دو حزب جمهوري‌خواه و دموكرات  را مسئول تمام مشكلاتي مي‌دانند كه هم‌اكنون بر فراز آمريكا سايه افكنده است و از طرفي در حال درك كلاهي هستند كه از جانب صهيونيستها بر سرشان رفته و مسبب اشغال كشورشان توسط صهيونيست و انفعالشان در جهان  شده است .

 

در انتخابات امريكا مردم در سايه هستند  و انتخابات در  آمریکا  به عنوان دموکراسی گروه‌های فشار شناخته می‌شود. به عبارت دیگر، این دموکراسی تنها یک دموکراسی حزبی به روش اروپایی آن نیست. در دموکراسی حزبی، هر حزب برنامه‌های سیاسی خود را مطرح می‌کند و افراد دارای حق رأی به آن می‌پیوندند و در این چارچوب حزبی، خواسته‌های خود را ابراز می‌دارند. اما در دموکراسی گروه‌های فشار آن هم از نوع صهيونيستي آن ، افراد دارای حق رأی از طریق احزاب و گروه‌های فشار وابسته به انها، خواسته‌ها و آرای خود را بیان می‌کنند.

جمعیت یهودیان اكثرا صهيونيست  در آمریکا  تقريبا حدود یک درصد از کل جمعیت این کشور را تشکیل می دهد. آنها با نفوذ در کانون های قدرت ایالات متحده به ویژه کاخ سفید وزارت امور خارجه و مجلسین امریکا و با ایجاد تشکل های مهم و ارتباط کامل بین منافع آمریکا و صهیونیسم به یکی از بانفوذترین گروه های تاثیرگذار در سیاست خارجی دولت آمریکا تبدیل شده اند به نحوي كه اكنون ميتوان گفت امريكا رسما بعد از فلسطين اشغالي به عنوان دومين كشور اشغالي از سوي صهيونيستها قلمداد ميگردد اما با اين تفاوت كه اشغال اولي سخت و دومي اشغال نرم است .

منشا عدم نرمش و چرخش مثبت در سياست خارجي امريكا را ميتوان در حضور اشعالگران صهيونيستي در مراكز قدرت امريكا يافت . در واقع یکی از مهم ترین کارکردهای ویژه  صهيونيسم  در طول تاریخ نزدیک شدن به حاکمان جوامع و اعمال نفوذ در ساختار دولت ها و قشر تصمیم ساز بوده است . حضور گسترده رجال سیاسی یهودی در ساختار حاکمیت آمریکا و اعمال نفوذ آن ها در سده گذشته چه در زمان دموکرات ها و چه در زمان جمهوری خواهان امری واضح و روشن است . در حقیقت می توان گفت که امروزه کاخ سفید تنها از دریچه سازمان های صاحب نفوذ صهیونیستی به منافع خود می نگرد و در این راه از امنیت ملی منافع و حقوق ملت آمریکا نیز مایه می گذارند. شايد بتوان گفت استعمار نو حود در استعمار صهيونيستهاست .كمي دفت كنيم خواهيم ديد هر نامزد انتخاباتي  در آمریکا که  در  انتخابات پیروز شده با توجه به نفوذ شدید لابی صهیونیستی در آن کشور قطعا اولا سابقه ای از ضدیت با صهیونیسم در پرونده او   وجود نداشته   و ثانیا در طی زمان تبلیغات انتخاباتی  باید تضمین كننده  برتری نظامی اسرائیل در منطقه خاورمیانه و گام های لازم برای جلوگیری از هسته ای شدن ایران به عنوان اصول پابرجا برای او مطرح باشد » و به طرق گوناگون حمایت بی چون وچرا از اسراییل از جانب وی اعلام گردد. امری که   از جانب نامزدهای هر دو حزب همان گونه که گفته شد  رعايت گرديد .

اما بايد گفت قدرت اسرائیل در قلمروی ایالات متحده تنها به لابی‌های طرفدار اسرائیل در اينگونه انتخاباتها  باز نمی‌گردد. این لابی‌ها بدون صدها هزار تروریست، پزشک، هنرمند، دلال بورس، استاد دانشگاه و ... که در استخدام آنها هستند، نمی‌توانند کاری از پیش ببرند. بیش از نیم قرن است که سازمان‌های صهیونیست آمریکایی تلاش خود را برای رسیدن به شرایطی که اینک شاهد آن هستیم آغاز کرده‌اند.

در اينگونه انتخاباتها صهیونیست‌ها در سطوح مختلف انتخابات  نامزدهايي  را به کار می‌گمارند و فرمايشي به كرسي مينشانند  که وظیفه آنها پشتيباني و  نظارت بر همه فعالیت‌های حامیان رژیم صهیونیستی است و ميتوان اذعان كرد قدرت صهیونیسم در آمریکا ناشی از یک جریان تاریخی است که طی آن سیستم تصمیم‌سازی کنونی شکل‌گرفته و منابع متمرکز قدرت و ثروت در اختیار این جریان قرار گرفته‌اند و اين انتخابات نيز متاثر از همين مشي است .

با توجه به نفوذ شرکت ها و کارتل های بزرگ درانتخابات آمریکا به گونه ای که هیچ فرد بدون حمایت آنها قادر به پیروزی در صحنه انتخابات نخواهد بود و نفوذ آنها در کنگره و سنای آمریکا ، به خوبی نقش و میزان نفوذ مراکز اصلی اقتصاد آمریکا بر تصمیمات و خط مشی های سیاسی این کشور آشکار می گردد .

در پايان لازم به ذكر است كه امروزه امریکاییها  در این باورند که آزاد هستند و حق ابراز نظر و عقيده را در عالب راي دادن دارند  زیرا رسانه ها به آنها چنین میگویند و به دلیل اینکه محدودیتها را نمی بینند و فارغ از حقيقت اشغال نرم كشورشان هستند و تحت همين القائات  میتوانند به جنب و جوش و کارهای روزمره خود ادامه دهند. امریکاییها برای کار کردن و مشغولیات روزمره آزاد هستند ولی تقریبا هیچ قدرت واقعی سیاسی و یا چیزی به مانند آن ندارند.

چاپ  شده در

 

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه پانزدهم آبان 1389 | 21:14 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

مرور عملکرد و چشم انداز  کارنامه سیاست خارجی دولت نهم و دهم

مجتبی شجاعی

 

اصولا در عرصه روابط بین الملل ، تصميم‌گيري در سياست خارجي بر پايه اصول ، شرایط و  و قواعدي انجام مي‌گيرد كه بر اساس ضرورت‌هاي ساختاري كشور‌ها  بوده و از سوي ديگر نیز   تأمين‌كننده منافع ملي و امنیت ملی  کشور باشد  . هر تصميمي در حوزه روابط خارجی  مي‌بایست معطوف به توليد امنيت ، منافع ،  واقتدار ملی    براي کشور  شود.

یررسی سیاست خارجی دولت دهم  با توجه به شرایط جهانی ، نسبت  شرایط کنونی درونی نظام با نظامهای جهانی ،  حجم تحریم‌ها و تهدیدهایی که از سوی نظام استکبار بر علیه ایران اعمال می‌شود،و همچنین  فعل و انفعالات بین المللی ،  دارای اهمیت مضاعف حیاتی , است.

به اذعان اکثر کارشناسان و ناظران سیاسی منصف و بی طرف  و مردم که خود برترین کارشناسان هستند  ، سیاست خارجی و بین الملل دولت دهم  از نقاط قوت عملکرد  این دولت و از جمله ممیزات و برتریهای  آن نسبت به سایر دول بعد از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی  به شمار می آید  . در ارزیابی عملکرد  دولت دهم ممکن است نقاط  قوت و ضعفی وجود داشته باشد  و در عرصه سیاست خارجی و بین المللی در مجموع صرف نظر از برخی اعمال  تاکتیک‌های قابل نقد، در فهرست نقاط قوت دولت قرار می‌گیرد که جمهوری اسلامی و ملت ایران را در موضعی عزتمندانه تر از قبل در صحنه های جهانی  قرار داده است.

بی شک در این سالها  اصلی‌ترین علت  دشمنل استکبار جهانی بر علیه نظام اسلامی در غالب های بی وزن صدور قطعنامه‌ها ،  تحمیل تحریم‌ها  و فشار بر نظام اسلامی،  به ظرفیت محبوبیت و صدور مکتب اسلامی، روند سریع توسعه همه جانبه ملی ، ایستادگی نظام اسلامی در برابر زیاده‌خواهی‌های استکبار  و اثر تحرکات شفاف ، صادقانه و  روی زمین بر زیر زمین  بازمیگردد  . برگ برنده دیپلماسی دولت دهم  منطبق بر ابزار اقناع دولت و شخص آقای رییس جمهور  ،  مذاکره و گفت‌وگو و تبیین مسائل در حوزه رسانه و دیپلماسی عمومی بوده و این سیاست مثبت  به‌صورت مداوم در حال انجام بوده و هست .

رویکرد و سیاست خارجی  کلان دولت دهم ، ثابت و جهت‌گیری‌های عمومی هم به نسبت دولت نهم  یکسان مانده و تنها شاهد بوده ایم با نوعی ظرافت سیاسی  تاکتیک‌ها و روش‌ها گاهی   به اقتضای شرایط تفاوت نموده است ؛ و  راهبرد عمومی دولت دهم در دیپلماسی ،  مقاومت و عدم تسلیم در برابر زورگویی قدرت‌هاست و اگر این موضع را رویکرد اساسی سیاست خارجی بدانیم، طبعا هیچ‌گونه تغییری در این سیاست ایجاد نشده است.

کارکردهای مربوط به سیاست خارجی  دولت دهم علاوه بر عزت و اقتدار لزوما با حکمت، مصلحت، تدبیر و هوشیاری دستگاه دیپلماسی آقای رییس جمهور  همراه بوده است  و اگر چنین چیزی رخ نمیداد , امروز  در تمام زمینه‌های مربوط به سیاست خارجی عملکرد مسئولان مثبت و بیش از پیش تامین کننده منافع ملی نظام  ,  و در نهایت مورد تایید رهبر معظم انقلاب  و مردم ، نبود و موج ایران دوستی ملل عالم در بسیاری عرصه ها و در خارج از مرزها اینگونه نمایان نبود .

تامین منافع ملی در حوزه سیاست خارجی جز با ایستادگی بر اصول و برخورد مقتدرانه و متکی بر حمایت ملی در کنار تدبیر و هوشیاری که همانا حاکمیت سه عنصر عزت، حکمت و مصلحت است ممکن نبوده و  نمی‌باشد و مردم ما فراموش نکرده‌اند که آمریکایی‌ها و دولت‌های قبلی چه زیاده‌خواهی‌هایی در گذشته داشته‌اند و چگونه از موضع استکباری خواستار تعلیق مسئله هسته‌ای و یا دست برداشتن از حمایت از تروریسم و نقض حقوق بشر که همگی ادعاهای واهی آنها بود و برای انجام گفتگو بین آمریکا و غرب از یک سو و جمهوری اسلامی ایران از طرف دیگر بودند، اما برخورد عزتمندانه در سالهای اخیر شرایط را بگونه‌ای رقم زده است که غرب و رسانه هایش  اینگونه عریان به شکست خود در بازی دیپلماسی با ایران اذعان میکنند .

شاخص دیگر بر این مدعا که سیاست خارجی نظام در این سالها با جهشی بلند روبرو بوده شکست حجم انبوه تحریمها بر ملت ایران است که  باعث شده  تحریم‌ها در مقابل همت بلند ملت سرافراز ایران  مانند شمشیری زنگ‎زده   گردیده است . اگر مواضع غربی‌ها را در حال حاضر با چند سال گذشته مقایسه کنید، به‎وضوح روشن است که دولت با سیاست دفاع هجومی از زمین حریف با تمام قوا باعث گردیده خیلی از خطوط قرمز غرب گسسته شوند و آرمانهای نظام در حوزه سیاست خارجی امروز با همت دولت دهم و همراهی ملت و حمایت رهبری به واقعیت اتصال  یابد .

تازه در این سالها و با وجود عدم یکدستی و یکصدایی فضای داخلی در مقابل رویدادهای جهانی و تضاد آرا داخلی که بخشی از ان نیز به شیطنت غربی ها و دستکاری  آنان بازمیگردد و با وجود همه موانع و اصطکاکها ، وزارت خارجه ایران توانسته نمره قابل قبولی در عرصه وظایف و نمود آنها کسب نماید .

نمیتوان  سیاست‌های دولت دهم را بدون نگاه استراتژیک به جایگاه   جمهوری اسلامی ایران پس از روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد بررسی و قضاوت نمود . درگذشته در داخل کشور یک تصویر و در خارج از کشور تصویر دیگری از جمهوری اسلامی رقم خرده بود  که کاملاً متفاوت بود که علیرغم این شرایط دولت توانسته با مدیریت مناسب دیپلماتیک ، نگاههای مثبت را متوجه ایران اسلامی کند و روز به روز در معرفی نظام و ارزشها به جهانیان موفق تر باشد و بر محبوبیت نظام نزد جهانیان و دول بیفزاید .

به هر حال دیپلماسی یعنی تأثیر و نفوذ و در نهایت جلب منافع ملی و در  این سالهای اخیر   آن چیزی که مقامات آمریکایی درخصوص خاورمیانه اذعان نموده اند ،  این نکته است که بدون توجه به تأثیر و نفوذ ایران نمی‌توانند سیاست‌های یک‌سویه و جانبدارانه خود را پیش ببرند. وقتی این موضوع را بیان می‌کنند، این به‎معنای موفقیت دیپلماسی است، چون اگر دیپلماسی ناموفق باشد، هیچ دلیلی برای بیان چنین تحلیلی نبود و و این خود معیار موفقیت سیاست خارجی  ماست.

امروزه در امتداد دولت نهم و تداوم همان سیاستها در دولت دهم ،  نگاه اکثر ملتهای دنیا نسبت به ایران این است که تنها کشوری که توانسته است در مقابل سیاست‌های آمریکا ایستادگی کند، دولت آقای احمدی‌نژاد است. اما در داخل  متاسفانه بعضا نگاه‌ها متفاوت است. در داخل برخی‌ها معتقد هستند سیاست‌ها و نوع نگاه آقای احمدی‌نژاد مانعی جدی بر سر راه توسعه ملی است. یعنی زمینه را برای توسعه ملی ما کاهش می‌دهد و امکان جذب سرمایه‌های خارجی و ایجاد ارتباطات مناسب را کمتر می‌کند. که این قشر فارغ از نگاه کارشناسانه و عدم آینده نگری و گاها عامدانه و متاثر از تفکرات القایی غرب و توهمات رسانه ای آنان اینگونه قضاوت میکنند .

اینکه   دولت نهم و دولت دهم تحرک ویژه‌ای در برخی از بخش‌ها انجام داده باشد امری جدی است. امروز  تحرکاتی که این دو دولت در منطقه آمریکای لاتین صورت داده​‌اند قطعا  نقطه درخشان کار دولت نهم و دهم در عرصه دیپلماسی ایران بوده است و عمق مرز استراتژی کشور را بسیار بالا برده است. در یک دوره زمانی عمق ما همان مرزهای خودمان بود و بعد آن را تا مرزهای لبنان هدایت کردیم و در حال حاضر آن را تا آمریکای لاتین گسترش داده‌ایم و این بسیار هوشمندانه طراحی شده است. تغییراتی نیز که در آمریکای لاتین رخ داد یا بخشی از آن از آگاهی جدی و پیش‌بینی‌های درست ما نسبت به آینده ناشی می‌شد و یا نتیجه طراحی‌های کشور بود. وقتی   از رهبری به نام چاوز حمایت می‌گردد و سایر کشور‌ها می‌بینند که چاوز موفق شده است رویکردشان به اشخاصی هدایت می‌شود که مانند چاوز می‌اندیشند و این به معنی تسری نوعی از دیدگاه‌های ماست.

از دیگر فعالیتهای  بارز سیاست خارجی دولت دهم  که  موجب موفقیت آن گردیده است میتوان به تشکیل گروههای دوستی حول اشتراکات مختلف در سطح منطقه و بین الملل ، نقش آفرینی بیشتر در مدیریت سازمانهای بین المللی مانند اپک ، چیدمان مناسب سفرا ، توجه به حوزه فرهنگ در نگاه دیپلماتیک نظام ، ابتکارات رسانه ای شخص رییس جمهور ، استفاده از ظرفیت تریبونهای جهانی برای رساندن ندای آزادگی به جهان ، توجه به بخش اقتصاد در حوزه سیاست خارجی و انتخاب مناسب گروههای همراه در سفرهای خارجی و مذاکرات مختلف ، استفاده مناسب از ظرفیت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و شورای عالی امنیت ملی  ، ضلع سازی در بازیهای سیاسی در سطح منطقه خاورمیانه و جهانی ، قدرت بیان و استواری بر مواضع ، استفاده از ظرفیت مناسب ایرانیان خارج از کشور ، تحلیل توام چالشهای خارجی و داخلی در پیوند با هم ،و..... اشاره کرد و میتوان بی شک و تردید گفت که دولت نهم و دهم توانسته تا کنون نمره قبولی خوبی در سیاست خارجی کسب نماید .

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه پانزدهم آبان 1389 | 21:12 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

مجتبی شجاعی

سیزده آبانماه ، روز بسیار عجیب و تاریخسازی در فرهنگ اجتماعی و سیاسی ایران  محسوب میشود . روزي كه حوادث بزرگ و سرنوشت ساز اين ملت را در پيشاني خود حك كرده است. عجیب تر اینکه  در تمام حوادث  این روز  ردپايي ثابت به چشم مي خورد, ردپاي استكبار جهاني در تبعيد امام در سال 42 ، در كشتار دانش آموزان و دانشجويان در سال 57 و در نهايت مهر بطلاني كه دانشجويان خط امام با تسخير سفارت آمريكا بر دخالت و دست اندازي هاي استكبار جهاني در ميهن اسلامي مان زدند.   هر يك از این حوادث  در شكل دادن به حركت انقلاب اسلامي نقش خاصي ايفا كرده اند. بی شک هويت هر سه رخداد، مبارزه با استكبار و عوامل آن و نفی وابستگی است و به همين دليل اين روز «روز ملي مبارزه با استكبار» ناميده مي‌شود. هر يك از اين مناسبتها خودكافي است كه نظرها را به خود برگرداند و ديده ها را خيره كند.

در 13 آبان 1343 امام خميني (ره) توسط مأموران حكومت شاه بازداشت و پس از انتقال از قم به تهران، به تركيه تبعيد شدند. اين تبعيد در پي اعتراض امام به سياستهاي حكومت پهلوي و از جمله تصويب لايحه كاپيتولاسيون به وقوع پيوست. امام 9 روز پيش از تبعيد، در مراسمي كه به مناسبت ميلاد حضرت زهرا (س) در منزلشان برگزار شد، با ايراد نطقي جنايات و مفاسد كاپيتولاسيون را تشريح كردند. امام در سپيده دم 13 آبان توسط يك گروه از مأموران ساواك به سرپرستي سرهنگ مولوي ـ رئيس ساواك تهران ـ بازداشت شدند و هنوز آفتاب از افق سرنزده بوده كه با يك فروند هواپيماي نظامي از فرودگاه مهرآباد به تركيه تبعيد شدند.   امام گام اول مبارزه را بر مي دارد و بر آمريكا، اسرائيل و رژيم پهلوي كه دست نشانده اولي و حامي دومي است فرياد مي زند و خود رنج تبعيد را شجاعانه تحمل مي كند.سيزدهم آبان شاهد وداع امت با امام خود براي سالياني چند بود. آن روز را سيزدهم آبان بخوبي در ياد دارد. خادمان بيمزد و منت بيگانگان به گرد خانه اي جمع آمدند كه آشناترين نام را براي دلسوختگان اسلامي داشت و شيداترين نغمه ها را در گوش انسانهاي مومن زمزمه كرده بود. خميني (ره) را در ازدحام آهن و پولاد تا بيرون از مرزهاي جغرافياي ايران دور كردند اما مرام و نام خميني را براي هميشه در دل مرد و زن و مسلمان ايراني جاودانه كردند.

داانش آموزاني كه هنگام تبعيد حضرت امام در سال 42 خردسالاني بيش نبودند 15 سال بعد در سال 57  غيور مرداني در اين خاك شدند كه بر ظلم و بيداد شوريدند.  سيزدهم آبان 1357 و در روزهاي اوج‌گيري انقلاب اسلامي دهها نفر از دانش‌آموزان كه براي انجام تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران تجمع كرده بودند، هدف تيراندازي مأموران حكومت قرار گرفته و به شهادت رسيدند. به دليل بسته بودن درهاي دانشگاه هيچ يك از دانش‌آموزان نتوانستند از برابر آتش گلوله‌‌هاي مأموران بگريزند و اين امر تلفات آنان را افزايش داده بود. اين جنايت توسط دولت «آشتي ملي» شريف امامي صورت گرفت.13 آبان روز دانش آموز است زيرا سی و دو  پيش در چنين روزي دانش آموزان انقلابي توانستند گوهر دانش و آموزندگي را در آيينه حماسه و دليري بتابانند و غبار خودباختگي را از سيماي مدرسه بروبند. راه از مدرسه تا خيابان را چنان پيمودند كه رزمندگان بي باك ، جبهه ها را در مي نوردند و در برابر آهنگهاي آتشبار ستم چنان صف آرايي كردند كه كوهها بر فراز دشتهاي تفتيده كويري آشيانه فساد و لانه جاسوسان را سيزدهم آبان از هم گسيخت. آنان درس را نه در پشت نيمكت هاي چوبي كلاس و بر تخته سياه آن كه بر صفحه سپيد پيشاني مردمان زجركشيده در كوچه و بازار آموختند. آنان خود را مجزا از جريان انقلاب نمي دانستند آن روزها همه از پير و جوان، زن ومرد و كودك در اعتصاب و راهپيمايي شركت مي كردند. در آن روزها حتي گفتگوهاي كودكان خردسال نه بر سر بازي ها و بازيچه ها كه از ظلم شاه و راهپيمايي ها بود. دانش آموزان چنان سهمي در اين جريان داشتند كه اگر صفحه ايي از اوراق خونين انقلاب به نام آنان رقم نمي خورد، بر زحمات ، رشادت ها و تلاش هاي آنان جفا شده بود، آن روزها دانش آموزان، اعلاميه هاي امام را رونويسي و پخش مي كردند ، شبها خطر حكومت نظامي را ناديده مي گرفتند و با خط هاي ابتدايي و ناپخته خود ديوارهاي شهر را به شعارهاي انقلابي مزين ميكردند. در آن روز دانش آموز مسلمان ايراني در خون خود وضو گرفت و به امام خود اقتدا كرد و در قيام نماز تنها خدا را بزرگ و لايق بزرگي خواند و نمازش را، رودرروي معبود و در بهشت او سلام داد.

13 آبان در تاريخ انقلاب اسلامي ايران همواره روز تقابل حق و باطل بوده است. دقيقا به همين دليل 16 سال بعد از تبعید حضرت امام  و يكسال پس از شهادت دانش آموزان در دانشگاه و درست در سالروز 13 آبان 58  ، ايران اسلامي شاهد جلوه ديگري از اين رويارويي ميان جبهه حق عليه باطل بود. در اين  روز   به يكباره به حيات سياسي مملو از خباثت امريكا و عملكرد سازمان جهنمي سيا در ايران خاتمه داده شد و مزدوراني كه پس از پيروزي انقلاب دائماً به فتنه انگيزي و ماجراجويي عليه نهضت اسلامي ايران مشغول بودند توسط دانشجویان بابصیرت خط امام  به گروگان گرفته شدند و لانه پر از فساد و جاسوسي آنان كه به اشتباه (سفارت) لقب گرفته بود،‌ تعطيل گرديد. سفارت امريكا در تهران طي زمستان 1357 تا پائيز 1358 به مركز فرماندهي عمليات جاسوسي و خرابكاري عليه جمهوري اسلامي ايران تبديل شده بود؛ نظامي كه عمر سياسي آن به يك سال نمي‌رسيد. با اين حال سفارت امريكا زماني توسط دانشجويان تسخير شد ،  كه امريكا خواست مشروع ملت ايران در استرداد شاه و اموال و دارايي‌هاي بلوكه شده ايران را ناديده گرفت و حتي امكاناتي وسيع در اختيار فراريان حكومت شاه گذاشت تا تشكيلات خود را عليه انقلاب سازماندهي و فعال كنند.
اشغال لانه جاسوسي امريكا در تهران و گروگانگيري جاسوسان ديپلمات نماي كاخ سفيد، تنها يك حادثه سياسي در حد تعطيل شدن سفارتخانه يك كشور در كشور ديگر نبوده و بلكه آغاز تحول عميقي بود كه در خاورميانه و در سطح جهان در جهت عريان ساختن ماهيت پنهان شده زمامداران واشنگتن و گردانندگان سياست خارجي امريكا به وقوع پيوسته بود.تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران از ابتدا با حمايت امام خميني مواجه گرديد. امام تصرف لانه جاسوسي توسط دانشجويان را «انقلاب دوم» لقب دادند و در سخناني، از اين اقدام حمايت كردند.



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :سه شنبه یازدهم آبان 1389 | 17:9 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

 

چاپ شده در روزنامه وطن امروز

به بهانه سفر رهبر معظم انقلاب به پایتخت فقه در  جهان اسلام

 مجتبی شجاعی

شهر قم بی شک پایتخت فرهنگی مذهبی  کشور و مرکز فقه شیعیان و مسلمانان جهان  و کانون صدور وحدت بین المذاهب اسلامی  میباشد که  بسیاری از احکام اسلامی و اندیشه‌های دینی و اخلاقی  از این شهر متولد می‌شود و این شهر به لحاظ تولیدات فکری و فرهنگی جایگاه ممتازی را در جهان اسلام دارد و شهری است که پايگاه مرجعیت  در كشور است و قم با توجه به جايگاه حوزه علميه آن که مرکز حوزه‌هاي علميه در کشور و جهان تشيع است و حضور مراجع عظام و تقليد، علما و بزرگان دين در اين حوزه، شهر قم به يک پايگاه حساس ديني و علمي در داخل و حتی جهان  تبديل شده است و از سویی شهر قم در شکل‌گيري نهضت حضرت امام(ره) و آغاز انقلاب نقش تاثيرگذار، حساس و منحصر به فردي داشته است و به درستي شهر خون و قيام نام‌گذاري شده است و اين مساله‌اي است که بارها از سوي امام راحل و مقام معظم رهبري مورد تاکيد قرار گرفته است. جايگاه حوزه علميه قم به دليل نقش منحصر به فرد و تعيين کننده در تدوين و نشر ارزش‌هاي ديني  و حتی ملی انکارناپذير است  ، و سكونت مراجع عظام تقليد در اين استان به آن شان و منزلتي ويژه بخشيده است. از همين رو، موقعيت اين شهر مذهبي كه به دليل مسافرت هاي مكرر زوار كريمه اهل بيت حضرت معصومه (سلام الله عليها) و مسجد مقدس جمكران همواره مورد توجه مومنان است با چنين چينش اعتقادي و منزلت رفيع علمي از موقعيتي دو چندان برخوردار شده است.  . همچنین   حوزه  علمیه قم برپا کننده بزرگ ترین کرسی های تدریس و کرسی های نظریه پردازی و محل تغذیه فکری جهان اسلام است.مسلم است که سفر مقام معظم رهبري به هر استاني مايه خير، برکت و نعمت است، به‌ويژه براي مردم ولايت‌مدار استان قم که به هر حال ثابت کرده‌اند، همواره در پشتيباني از نظام و انقلاب و پشتيباني از ولايت و آرمان‌هاي اصلي امام راحل در صف نخست هستند ، سفر رهبر معظم انقلاب به قم از اهمیت مضاعفی برخوردار است.  رهبر معظم انقلاب به عنوان ولی امر مسلمین جهان و  مرجع تقلید  ، در داخل و خارج از کشور مقلدان بسیاری دارند و سفر ایشان به شهر علم و فقاهت، سبب تقویت روحانیت ، مرجعیت، حوزه علمیه قم و  آینده سیاسی کشور خواهد شد و از سویی دیگر  سفر ايشان به قم خدمت بزرگي براي راه انقلاب و بازخواني مجدد افكار و انديشه ها و اهداف امام (ره) است.قطعا اين سفر توجه دادن جهان اسلام به پايگاه اصلي انقلاب و معرفي جايگاه رفيع روحانيت ، مرجعيت ،فقه و فقاهت خواهد بود .

حضور مقام معظم رهبري در استان قم كه به هر جهت كانون و پايگاه حوزه علميه در ايران است، معنا و مفهوم خاصي دارد و  اتحاد و همدلي بين مسلمين به خصوص شيعيان را افزايش مي‌دهد.. مقام معظم رهبري تنها يك رهبر سياسي در كشور ما نيستند، بلكه ايشان در جايگاه ولايت مطلقه فقيه قرار دارند و اين جايگاه رفيع، قوام بخش ساختار نظام اسلامي و اركان و اجزاي اين مجموعه است.

سفر رهبر معظم انقلاب به قم، از  خير و برکت ويژه‌يي برخوردار است زيرا اين سفر علاوه بر جنبه‌هاي ديگر، يک سفر علمايي و حوزوي نيز محسوب مي‌شود. ملاقات با رهبر معظم انقلاب و نايب بر حق امام زمان (عج) به طور حتم براي مردم ولايت‌مدار قم که همواره در راستاي عهد و پيمان خود با امام راحل و رهبر معظم انقلاب حرکت کرده‌اند، بسيار شيرين است . علاوه بر جنبه معنوي حضور رهبر معظم انقلاب در استان قم، حضور ايشان دستاوردهاي بسياري در جهت توسعه و پيشرفت اين استان خواهد داشت که با حضورشان در شهر مقدس قم، اين پيشرفت‌ها و توسعه‌ها محقق خواهد شد .سفر   رهبر فرزانه انقلاب اسلامي به قم، مكمل ديدگاه ها و نطقه نظرات قبلي ايشان در خصوص مسائل حوزه هاي علميه و روحانيت است.

پیشبینی میگردد رهبری معظم انقلاب  در اين سفر پرخير و بركت  از افق بالاتري مسائل حوزه هاي علميه را مورد بررسي و تحليل قرار خواهند داد و رسالت حوزه را نسبت به جهان و نيازهاي روز ارزيابي و بررسي و خط و مشي آينده حوزه و حوزويان را بر اين اساس ترسيم خواهند نمود . تمام هم و غم دشمنان نظام جمهوری اسلامی، ایجاد شکاف بین انقلاب، مرجعیت و مردم است، که در این سفر با خیر و برکت، پیوند مرجعیت و ولایت با مردم تجلی خواهد یافت .در فتنه هاي پس از انتخابات دشمنان نظام توجه اصلي خود را معطوف به جدايي حوزه هاي علميه و مراجع عظام تقليد از نظام و حكومت كردند تا جايي كه با شايعه سازي هاي متعدد و القاي شبهات بسيار سعي در ناراضي نشان دادن مراجع و حمايت آنان از فتنه گران كردند. از سوي ديگر، ارتباط خاص و صميمانه مراجع تقليد با وليّ امر مسلمين اصلي ترين نكته اي بود كه دشمنان سعي در چنگ اندازي به آن و تحت الشعاع قرار دادن آن داشتند.نمایش واقعیت ارتباط ويژه و صميمانه حوزه هاي علمي ديني با مقتداي خود و نيز فضاي صميميت بين مراجع عظام و رهبر معظم انقلاب بيش از پيش در اين سفر عيان شده و فرصت هر نوع سناريو سازي و ايجاد شايعه و فريب در رابطه با ارتباط مراجع و حكومت را از دشمنان خواهد گرفت. به گونه اي كه سناريو هاي مختلفي براي ايجاد اختلال در روابط صميمانه رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام تقليد تدارك ديده شد. اما مرور زمان نشان داد بصيرت مراجع تقليد و اتصال خاص و نزديك آنان به مقام معظم رهبري مانع از موفقيت دشمنان در اين نقشه و به مانند هميشه ناكامي آنان را در پي داشت. هر چند دشمنان به دنبال اختلافات یعنی بین مراجع و روحانیت هستند اما ارتباطات و ملاقات‌های رهبر انقلاب و مراجع عظام تقلید حاکی از آن است که چنین موضوعی صحت ندارد. دشمن در حال القاء شکاف بین بدنه حوزه و دستگاه های تصمیم گیرنده حکومتی و در راس آن مقام معظم رهبری است و لذا بر حوزویان لازم است به فرمایشات و منویات معظم له جامع عمل بپوشانند. بی شک حضور مقام معظم رهبري در قم تشريفاتي نيست بلكه كاملا رسمي و واقعي مي باشد و اين حضور نيز از نيازهاي بدنه علمي , سیاسی کشور و اشتیاق وافر مردم قم    محسوب مي شود.   سفر رهبر انقلاب به قم  تمام تبليغات و توطئه هاي دشمنان انقلاب اسلامي را كه مي خواهند بين روحانيت و مرجعيت و رهبري نظام ايجاد اختلاف كنند خنثي خواهد نمود .از طرفی فرصت بسيار بزرگي است كه مراجع، علما و فقها  از نظرات رهبري به عنوان يك متفكر جهان اسلام استفاده و انها را براي طلاب جوان تبيين كنند.پر واضح است که یکی از پیامهای مقام معظم رهبری در این سفر  منطبق بر این شاهکلید است که حوزه‌هاي علميه بايد پا به پاي پيشرفت‌هاي علمي دانشگاه‌ها تلاش كنند تا آنچه در مباني قوي و تخصصي اسلام هست با روش‌هاي جديد براي جهان اسلام تبيين شود.دیدار مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) با مراجع عظام، علما، اندیشمندان، فضلا و محققان حوزوی و مراکز علمی و پژوهشی مربوط به نهاد روحانیت، نقش سترک و بی بدیل حوزه ها و روحانیت در گسترش فرهنگ دینی و تقویت بنیادهای نظری و فکری نظام اسلامی در عرصه های گوناگون در دنیای معاصر را نشان می‌دهد .

تاکید بر عمل حول مصالح نظام اسلامی و مواجه مدبرانه و هوشمندانه در برابر زیاده خواهی های نظام استکباری از دیگر نکات مهم و مورد توجه سفر مقام معظم رهبری به شهر قم است.حوزه‌هاي علميه امروز الگوي اصلي حمايت از نظام و رهبري معظم هستند و بارها نشان داده‌اند که در همه مسائل پشتيبان ولايت فقيه و مقام معظم رهبري هستند و خواهند بودو اما در پایان  لازم به ذکر است مقام معظم رهبري تنها يك رهبر سياسي در كشور ما نيستند، بلكه ايشان در جايگاه ولايت مطلقه فقيه قرار دارند و اين جايگاه رفيع، قوام بخش ساختار نظام اسلامي و اركان و اجزاي اين مجموعه است.

 



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه یکم آبان 1389 | 18:27 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

تنوع قومی و وحدت در منش ملی در سایه سار ولایت

مجتبی شجاعی

در جوامع چند قومي يا پلي ژنيك، موضوع همزيستي مفهوم تنوع قومي با وحدت ملّي امريست منوط به اتخاذ رهيافتي كه بتواند در عين كثرت در خرده فرهنگ هاي قومي، وحدت در منش ملّي را محقق سازد.ايران ما كه در خود بسياري از خرده فرهنگ‌ها را دارد، از زمان اوج گرفتن استعمار نوين و بازي با هويت‌هاي ريشه دار، زمزمه‌هاي ناخوشايندي را مي‌شنود كه با اطمينان مي‌توان گفت نه از زبان ايراني مسلمان و معتقد ، بلكه از زبان تعدادي ناآگاه از تاريخ بيان مي‌شود. تهاجم به هويت تاريخي ايراني كه در راستاي فعاليت‌هاي تفرقه افكنانه استکبار  بيان مي‌شود بسياري از ايرانيان را آزرده خاطر كرده است. ايرانياني كه قرن‌ها در كنار هم زندگي كرده و براي حفظ ميراث پدران خود جانفشاني‌ها كرده‌اند. استفاده از برخي واژه‌هاي نامانوس توسط اين افراد در حالي تمام تاريخ ايران را به زير سوال مي‌برد كه همه بر اين باورند ما در ايران مليت واحد داشته و داريم و اين اقوام ايراني هستند كه در نواحي مختلف ايران زندگي مي‌كنند و خود را پاره‌اي جدانشدني از ايران مي‌دانند. با اين برداشت است كه ايرانيان قرن‌هاي متمادي با وجود كثرت اقوام در كنار هم زندگي آرامي را داشته‌اند و در گذر تاريخ خوبي‌ها و بدي‌ها، خوشي و غم‌ها را با هم سر كرده‌اند و اکنون که در نقطه عطف و عزت تاریخی در حیات ایران که همانا انقلاب اسلامی است به سر میبریم باید شاهد شیطنت استکبار در جهت اختلاف افکنب در داخل باشیم ..

از سویی آهنگ همنوای برخی گروههای اختلاف افروز با بیگانگان و معاندان نیز گوش جامعه ایرانی را ازار داده و میدهد . این  گروه‌ها در تهاجم خود براي از بين بردن هم‌آوايي ايرانيان، دولت را به عنوان نماد پيوند سياسي مورد حمله قرار داده و با استفاده از كوچكترين مورد آن را به باد انتقاد قرار مي‌دهند. حال مواضعي كه دولت‌ مي‌گير د و عملكرد   دولت‌  مي‌تواند مورد توجه  و حتی نقد در فضای سالم و گفتمانی و سازنده باشد.البته توجه منصفانه به این نکته ضروری است که بدانیم  دولت ها  در جهان سوم  و کشورهای در حال رشد و توسعه بيشترين بار مسووليت را بر دوش دارند؛ چرا كه نه تنها ثروت، بلكه تمام برنامه‌هاي توسعه‌اي نيز با نظر و نظارت آن  اعمال مي‌شود.

اساسا در جامعه ايران با ان فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی ، همه گروه‌ها و همه مردم ايران سهمي در ساختن تمدن ايراني – اسلامی داشته‌اند. يعني آنچه ما به عنوان تمدن ايراني – اسلامی  مي‌شناسيم ماحصل تعامل و تلا‌ش همه ايرانيان است كه در گوشه و كنار كشور ساكن بوده‌اند. جنوب كشور، شمال كشور، غرب كشور، شرق كشور. به نوعي همه در اعتلا‌ي اين فرهنگ و حتي تلا‌ش براي انعكاس اين فرهنگ در حوزه‌هاي تمدن ديگر سهم داشته‌اند. شما نگاه كنيد شعرايي كه به فارسي شعر مي‌سروده‌اند آيا لزوما همه شاعران نام‌آور ايراني و فارسي زبان بوده‌اند. قطعا پاسخ ما خير است. شهريار، گلشن كردستاني، قطران تبريزي و نظامي گنجوي و خيلي‌هاي ديگر را مي‌شود مثال زد كه كرد، آذري وسیستانی و بلوچ ... بوده‌اند، اما به فارسي شعر سروده‌اند و بر غناي ادبيات فارسي و ادبيات ايراني افزوده‌اند .

 نكته اساسی که  در اين حوزه خيلي حائز اهميت است،این است که  ما هيچ وقت در ايران درگيري و نزاع بين گروه‌هاي مختلف اجتماعي را مشاهده نكرده ايم. البته   اعتراضات به حاكميت طاغوت و پادشاهان و حکام در قبل از پیروزی انقلاب  و برخی اعتراضات به دول در بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی بوده است اما درگيري بين اقوام در ابعاد وسيع و يا نسل‌كشي قومي (آن‌چنان كه در اروپاي غربي يا بالكان و يا ساير نقاط نمونه‌هاي آن‌را ديده‌ايم) در ايران نداشته‌ايم. در هيچ دوره تاريخي نه تنها نمي‌توان از درگيري ميان اقوام ايراني سخن گفت، بلكه علا‌ئمي از پيوستگي عميق اجتماعي ميان همه ايرانيان و اقوام ايراني هم توسط محققان بي‌طرف و پژوهش‌هاي ميداني متعدد نشان داده شده است و هم در يك مطالعه عادي قابل مشاهده و بررسي است.

غرب و و در راس ان امریکایی ها  که بر طبل فتنه و اختلاف در داخل ایران میکوبند یک نکته را ظاهرا از تاریخ خود از یاد برده اند که برخلا‌ف اين فاصله‌اي كه در غرب ميان سياه و سفيد كه خود را در قالب نژادپرستي و به صورت يك تراژدي نشان مي‌دهد در جامعه ايران، ميان گروه‌هاي اجتماعي نه‌تنها فاصله‌اي نيست بلكه ازدواج ميان فلا‌ن شهروند سنندجي با فلا‌ن شهروند همداني يا كرماني يا شيرازي يا بالعكس شيرازي با سیستانی و بلوچ  نه‌تنها با مانعي روبه‌رو نيست بلكه بسيار هم مورد استقبال قرار مي‌گيرد. هيچ‌گونه محدوديت اجتماعي و فرهنگي در اين خصوص که نمونه کوچکی از قرابت و نزدیکی و اتحاد اقوام به عنوان شاخصه و پارامتر مهم اتحاد ملی است وجود نداشته و ندارد . همچنين يك نكته حائز اهميت در اينجا اسلام و موج اسلامیت و مذهبیت ایران بعد از اسلام و به طور اخص پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی است که در کنارش آداب و سنن و رسوم و به‌علا‌وه مناسك و اسطوره‌ها عوامل اصلی و داربست اتحاد ملی را تشکیل میدهند است. همانطور که محرم برای ایرانیان جایگاه رفیعی دارد و اصل است  در کنارش   نوروز براي همه ايراني‌ها عزيز است. حتي براي آن بخش‌هايي كه از ايران جدا شده‌اند مثل مناطق كردنشين تركيه، افغانستان، تاجيكستان، ازبكستان و آذربايجان.

از طرف ديگر خود مناسك و آداب و سنن و رسوم و ذهنيات و خلقيات ايراني‌ها هم بسيار مشترك است. در نتيجه در اين بستر تعريف اقوام ايراني ميسر مي‌شود. كرد‌هاي تركيه چند دهه مبارزه كردند كه نوروز به رسميت شناخته شود. در حالي كه نوروز در حوزه تمدن ايراني نمادي از همزيستي تاريخي ايرانيان است؛بلوچها در بلوچستان سالها برای حفظ هویت ایرانی خود و اعتلای سرزمین مادری خود با اجانب و مزدوران داخلیشان در اعصار قبل از انقلاب مبارزه کردند  .عده‌اي ايران را صرفا محل سكونت گروه‌هاي قومي مي‌دانند. در حالي‌كه اين‌گونه نيست. ما در ايران كرد داريم، عرب داريم، آذري داريم، بلوچ داريم. اما لزوما مردم سمنان را در هيچ‌كدام از اين اقوام نمي‌توان جا داد. 

اقوام ايراني را مي‌توان در اين بستر تاريخي تعريف كرد که ،   اقوام ايراني گروه‌هايي هستند كه در عين اشتراكات عميق فرهنگي با ديگر ساكنان اين سرزمين، اسطوره‌هاي مشترك، آداب، رسوم، سنن، تاريخ مشترك، سرگذشت مشترك، منافع مشترك،امنیت مشترک ,  در كنار آن ,  گاه از ويژگي‌هاي زباني و البته گاه هم از ويژگي‌هاي مذهبي و تعلقات  خاص خودشان برخوردارند , خوب این که ایرادی ندارد , تازه میتواند به قول مقام معظم رهبری به عنوان فرصت هم تلقی گردد  ، به هر حال ما ایرانی هستیم و امت مسلمان و همیشه تاریخ ساز بوده ایم چه ایرادی دارد سنی انقلابی در کنار برادر شیعه انقلابی خود در راه اعتلای ایران اسلامی همت مضاعف نماییم و ساز عدالتخواهی در جهان کوک نماییم و با اخوت الگوساز باشیم.

هويت را با زبان، مذهب و با گذشته طولا‌ني مشترك، تاريخ، سرنوشت و درد‌ها و شادي‌ها و رنج‌ها و جشن‌ها و به هر حال نماد‌ها و نهاد‌هاي متعدد اجتماعي فرهنگي مشترك بايدتعريف كرد. در اين بستر مي‌شود اقوام ايراني را تعريف كرد. به اين معنا به جاي كلمه قوميت   بهتر است از مفهوم اقوام ايراني استفاده كرد. يك تذكر هم بايد اينجا اضافه كرد در فرهنگ ايراني لا‌اقل در فرهنگ متاخر ايراني  مفهوم قوميت نشان دهنده نزديكي است. برخلا‌ف آنچه در فرهنگ غربي گفتيم قوميت ياد آور جدايي و فاصله، تنفر، گروه‌هاي كافر، گروه‌هاي غيرخودي و مهاجراست. ما الا‌ن هم مي‌بينيم كسي كه فوت مي‌كند در پايان اطلا‌عيه ترحيم گفته مي‌شود از تمامي كسان و خويشان و اقوام تشكر مي‌كنيم يا كسان و خويشان و اقوام آن فرد دارند پيام تسليت يا فراخوان براي مجلس ترحيم را اعلا‌م مي‌كنند.

قوميت در ادبيات ايراني بار مثبت معنايي آن كاملا‌ مشهود است و نزديكي و پيوند را نشان مي‌دهد برخلا‌ف آنچه در فرهنگ غرب دوري، فاصله‌، جدايي را به تصوير مي‌كشد .

توسعه نيافتگي بخش‌هايي از ايران ويژگي قومي ندارد. استان فارس بخش‌هاي جنوبي‌‌اش فارس هستند، زبانشان فارسي است ولي محروم است. بوشهر و هرمزگان، چهارمحال، سمنان، كهگيلويه و بوير احمد. نكته دوم اين است كه در همه جاي دنيا شاخص توسعه مرز‌ها حتي در ايالا‌ت متحده آمريكانسبت به مركز كشور پايين است، الا‌ن آمريكا مدتي است شروع كرده در مورد مرز‌هاي جنوبي‌اش در مرز مكزيك، طرح‌هاي تازه‌اي را به اجرا درمي‌آورد و همه حتي در سوئيس وضع تقريبا مشابه است. گزارش‌هاي پژوهشي نشان مي‌دهد كه شاخص‌هاي توسعه مرز‌ها با داخل كشور متفاوت است. هر چند مساله عمومي است اما شدت و ضعفش متفاوت است . که باز هم در این مورد نظام جمهوری اسلامی چند سالی است همت ویژه ای به این امر نموده است و با اقدامی بسیجی و جهادی و نگاهی عدالت محور بالاخص در دولت نهم و دهم به سمت محرومیت زدایی  از برخی مناطق پیش رفته است و متاسفانه حجم عقب افتادگی از توسعه در استانهای مرزی بالاخص سیستان و بلوچستان ناشی از خیانتهای پهلوی انقدر زیاد است که سالها باید خالصانه خدمت کرد تا جبران گردد و آنگونه که مردم  شایسته و وطن پرست مناطق محروم و مخصوصا سیستان و بلوچستان  لایقش هستند همان شود.

  .اگر يكپارچگي در يك فرش منوط به يكرنگي در آن انگاشته شود آنچه محصول چنين ديدگاهي خواهد بود اساساً ديگر فرش نيست و موكت خواهد بود. آنچه ويژگي فرش است تنوع و تكثر نقش و نگار و همنشيني هارمونيك اين رنگهاو نگاره ها در كنار يكديگر است و آنچه متضمن يكپارچگي آن است تاروپود مستحكمي است كه گره به گره اين فرش را به هم پيوند داده است.از اين روي ما براي تقويت يكپارچگي ودوام آن بجاي يكرنگي مي بايست به تقويت قوام واستحكام تار وپودآن بيانديشيم.

در مثالي ديگرهمانگونه كه ما پذيرفته ايم افراد مي توانند دركنارحميت و همگرايي ملّي، تعلقات بسيار پر رنگي نسبت به ارزشهاي خانواده و زادگاه خود داشته باشند وهر عضوي از اعضاي خانواده شهروندي در مقياس شهر، استان و كشور مي باشد؛ ميتوانيم علائق قومي افراد را نيز در طول وراستاي علائق ملّي، محترم بدانيم وآن رابعنوان مكملّي براي منش ملّي بپذيريم. چه ایرادی دارد سیستان و بلوچستان مصدر و مبدا ارائه فرهنگ باشد به سایر نقاط و بلاد و چه ایرادی دارد فرهنگ ترکیبی بلوچ و سیستانی الگوی همزیستی و اخوت قومی و مذهبی باشد .

انقلاب اسلامي و جنگ و دفاع هشت ساله نشان داد اقوام ايراني در سايه تار و پود وحدت ملّي يعني ايرانيت و اسلاميت زیر چتر ولایت فقیه آنچنان از حاكميت و يكپارچگي كشور دفاع كردند كه ترديدي در كار كرد حياتي اين دو مؤلفه مهم وحدت ملّي باقي نمانده است. ایران متعلق به ایرانی است و 70 میلیون مدعی و مالک برای صیانت از خود دارد .مشت کوبنده و  نشانه رونده به سمت استکبار از آستین همین اقوام ایرانی و مسلمان بیرون خواهد آمد .

امروز نيز مي توان با سرمايه گذاري در تقويت اين دو عامل همگرايي ملّي زمينه را براي پذيرش تنوع و تكثر فرهنگي فراهم نمود و هويت ملّي را با تكيه بر هويت تاريخي ايراني و هويت اسلامي بگونه اي طراحي نمود كه هويتهاي قومي و ارزشهاي ساري در خرده فرهنگ هاي قومي بعنوان اجزاي تشكيل دهنده هويت ملّي مطرح و حمايت شوند. منافع ملی و امنیت ملی دیگر اهانت و بددهانی و بی حرمتی دسته ای قلیل را به مقدسات و سرمایه های مذهب و یا قوم خاصی در هر کسوت و از مسوول گرفته تا غیر مسوول و افراد معمولی  را بر نمیتابد و حجت ولایت فقیه است که با کلام رسایشان حدود را در حوزه فوق و اتحاد و وحدت تبیین فرمودند.

بي ترديد در جريان حاكميت فرهنگ جهاني و اهتمامي كه به تسري فرهنگ آمريكايي در مقياس جهاني وجود دارد اتكا و اتكال به داشته هاي فرهنگ خودي زماني امكان پذير است كه از تخريب خرده فرهنگ هاي قومي پرهيز شود و احياء و تقويت اصول و ارزشهاي انساني كه ريشه در باورها و تعاليم ديني دارند مورد اهتمام واقع شود. تا با عنايت به ارزشهاي ملّي و اسلامي به طراحي نظام جامع هويت ملّي اقدام گردد. در غير اين صورت از بين رفتن بن مايه هاي فرهنگي قومي به تحليل و تضعيف هويت ملّي منجر و در سايه حاكميت رسانه هاي ديداري و شنيداري كه غالباً تحت حاكميت استعمار فرهنگي غربي و ناتو فرهنگی  است در اندك زمان شاهد استيلاي ارزشهاي غربي در سطحي گسترده در جامعه اسلامي خواهيم بود.

تقويت پيوند هاي ملّي در برخی  مناطق مانند آموزش و پرورش و آموزش عالي، توسعه ارتباطات فرهنگي و پوشش مناسب رسانه اي، كاهش فقر و محروميت و تأمين رفاه و ارائه خدمات عمومي، توجه به معضلات اجتماعي و اشتغال جوانان و تعريف كاركردهاي منطقه اي و بين المللي براي اين مناطق تهديدات ناشي از بي ثباتي در مرزها را به فرصت هايي براي توسعه كشور و بهره برداري از بازار و فرصتهاي اقتصادي كشورهاي همجوار تبديل سازد.

تاريخ انقلاب اسلامي و دفاع مقدس به روشني نشان داد كه رهبري ديني بواسطه توجه شايسته به علائق ملّي ايرانيان و بهره گيري از آموزه هاي عاليه ديني توانست در بسيج و رهبري مردم و دفاع از تماميت ارضي و حاكميت نظام اسلامي به بهترين شكل ممكن عمل كند و مردم كشور با هر نسبت قومي با تار و پود ايرانيت و اسلاميت از وحدت و يكپارچگي كشور دفاع نمودند و اکنون تداوم آن حرکت در حیات مقام معظم رهبری این ستون محکم و قابل تکیه مستضعفان عالم متجلی است .

لذا بنظر مي رسد پذيرش و نهادينه سازي ارزشهاي مطلوب ملّي و قومي در كنار تعاليم عاليه ديني و تعميق علايق ملّي و ديني بعلاوه حب به ولایت فقیه  مي توانند همچنان بعنوان عوامل اصلي مقوم وحدت ملّي كاركرد داشته باشند و امكان توسعه در پرتو امنيّت و ثبات را فراهم آورند.



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :شنبه یکم آبان 1389 | 18:22 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

واکاوی سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان

مجتبی شجاعی   - قسمت دوم و پایانی

در ادامه باید اشاره کرد که طی این سفرو دیدار احمدی نژاد با مسئولان عالی رتبه لبنانی به تقویت جریان مقاومت خواهد انجامید  بویژه در شرایط کنونی که دشمن سعی دارد با بکارگیری ابزارهای مختلف از جمله دادگاه بین المللی محاکمه ترور کنندگان حریری برای ضربه زدن به مقاومت سود ببرد از سویی دیگر این سفر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران    در پشتیبانی از مقاومت کاملا جدی است و تحت فشار تهدیدات آمریکا واسرائیل از حمایت از مقاومت کوتاه نخواهد آمد. سفر احمدی نژاد به لبنان نشان داد    که کشورهای منطقه خود می‌توانند بدون دخالت کشورهای فرامنطقه ای با یکدیگر تعامل داشته باشند و مشکلات خود را حل کنند. نقطه عطف این سفر انجایی بود که دکتر احمدی نژاد همزمان با پرواز جنگنده های رژیم صهیونیستی بر آسمان بنت جبیل ، در ورزشگاه این منطقه گفت : فلسطین با قدرت مقاومت آزاد خواهد شد و صهیونیست ها رفتنی هستند

 از بعد دیگر , صحبت‌های احمدی‌نژاد نشان دهنده نقش ایران، سوریه و لبنان برای حمایت از مقاومتی است که ضربه محکمی در برابر طرح صهیونیستی شکل‌گیری پروژه خاورمیانه جدید است. طی این سفر از سخنان آقای رییس جمهور اینگونه استنباط میشد که ایشان  بر نگاه جدیدی تاکید دارد که در آن با تمام اهداف صهیونیستی آمریکایی در مقابل ملت واحده اسلام مقابله می‌شود. همچنین در این نگاه تاکید بر باقی‌ماندن سوریه برای همراهی با سیاست ایران و اینکه لبنان پیشروی جنگ دربرابر تمام اهدافی باشد که مغایر با اتحاد اسلامی است می‌شود. تقويت محور تهران، بيروت و دمشق موسوم به محور مقاومت از دستاوردهاي سياسي اين سفر است که آمريکا و اسرائيل را متوجه جايگاه ويژه ايران در منطقه و تأثيرگذاري جمهوري اسلامي در حل مناقشات منطقه کرد تازه باید بدانیم همین حرکت به سمت وحت اسلامی حول مشترکات در جهان اسلام قطعا مشکل گشای خیلی از مشکلات امنیتی منبعث از اختاتفات قومی و مذهبی در کشور خواهد شد و در کنار تدابیر داخلی در حل این مشکل میتواند شاه کلید بسیاری از معضلات امنیتی در کشور باشد.این سفر عمق محبت و دوستی مردم منطقه نسبت به انقلاب اسلامی را نشان داد و نشان داد که  عمق پایه‌های نظام در کجاها محکم است،این سفر قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران را در منطقه به رخ استکبار کشانده به نحوی که دوست ودشمن به این قدرت بی نظیر اعتراف کردند.

جمهوری اسلامی ایران امروز محور اصلی در تبلور پروژه اعتراضی   است که پشتیبان و جلودار حرکت‌های آزادی‌خواهانه در برابر مقابله با استکبار جهانی زورگو به حقوق ملت‌های مستضعف است.اما از سویی   نمیتوان به راحتی از عقد قرارداد همکاري ميان ايران و لبنان که نشانگر نيازمندي کشورهاي منطقه به دانش جمهوري اسلامي است و  از جمله دستاوردهاي اقتصادي اين سفر است به راحتی گذشت که این نیز در جای خود بسیار موثر است . از سویی دیگر این سفر نشان داد که ایران نه تنها یک قدرت اقتصادی و نظامی برتر در منطقه است بلکه یک قدرت معنوی و فرهنگی و مردمی بی نظیر در سطح منطقه و نیز در جهان است.

فضای باز سیاسی که در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران وجود دارد ممکن نیست در کشور دیگری وجود داشته باشد ، چتر ایران آنقدر  گسترده است  که همه کشورها به غیر از رژیم صهیونیستی و حامیانش را که سیاست های صهیونیستی را اعمال می کنند، شامل می شود. ایران همیشه بدون توجه به طائفه ، مذهب و دین جانب حق را می گیرد و به همین دلیل همواره در کنار لبنان ، مردم ، ارتش و مقاومت در این کشور بوده و از آنان حمایت نموده است و در انتها لازم به ذکر است که  مقاومت رمز پیروزی لبنان و آزادی همه لبنانی ها می باشد و بهتر است همه طرف ها و گروه های لبنانی به جای پرداختن به  مسایل سیاسی در جهت توسعه و پیشرفت کشورشان در زمینه های مختلف به خصوص در زمینه های علمی و فناوری تلاش کنند..

 چاپ شده در



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :دوشنبه بیست و ششم مهر 1389 | 10:44 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

واکاوی سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان

مجتبی شجاعی   - قسمت اول     

---

يكي از آرمانهاو اهداف   نظام جمهوری اسلامی ایران از همان بدو شکل گیری به عنوان دکترین اساسی نظام و حضرت امام (ره)  كه در 32  سال گذشته در عرصه بين‌المللي دنبال شده ، ايجاد وحدت بين جريان‌هاي مقاومت در سراسر جهان  و تشکیل جبهه متحد بر علیه استکبار جهانی است و نظریه تقویت جریانهای     حق طلب و مبارز در برابر نظام سلطه بویژه در خاورمیانه   همیشه از سوی نظام دنبال گردیده است .

حزب الله لبنان يكي ازاین  هسته‌هاي مقاومت اسلامي در منطقه است كه بويژه در سال‌هاي اخير بسيار تاثيرگذار بوده است. تقويت حزب الله لبنان به معني تقويت اسلام و روحيه مبارزه با سلطه جويي است ودر حقیقت  پارادایم نسخه دفاع فرامرزی به عنوان استراتژی امنیت ملی در جمهوری اسلامی مطرح بوده و فارغ از دولتهایی که در ایران بعد از انقلاب روی کار آمده اند وقطعا  نوساناتی   هم در میزان حمایت از حزب ا... داشته اند , همیشه نظام حامی جریان مقاومت در لبنان بوده است . به نظر مي‌رسد همپيمانان استكبار جهاني از وحدت و يكپارچگي هسته‌هاي مقاومت در جهان هراس دارند و به همين خاطر شيپورهاي تبليغاتي آنان فعال شده و با تمام قوا عليه اين اتحاد بسيج شده اند.

سفر اخیر آقای رییس جمهور به لبنان   برخاسته از تفكر و انديشه‌اي ديني , انسانی , آرمانی ، پويا ویک دیپلماسی  فعال است كه دستاوردهاي جهاني نيز به دنبال خواهد داشت.از هفته ها  قبل  از سفر دکتر احمدی نژاد به لبنان تا لحظه حضور ایشان در آنجا ، همه رسانه های امپریالیستی و صهیونیستی، با روش های   تبلیغاتی و همیشگی خود  این گونه به مخاطبان خود القاء می کردند که رییس جمهور ایران در این سفر با استقبال سرد مردم، گروه ها و مقامات لبنانی مواجه خواهد شد  علاوه بر انعکاس موضع گیری های مغرضانه افراد و منابع آمریکایی و اسراییلی  ,   حتی جعلیاتی در حوزه سفر وی ، انتشار دادند و هر چه در این راه از دستشان بر می آمد کوتاهی نکردند  و  مقامات رژيم صهيونيستي  و امریکایی ، رسانه هاي غربي و برخي عناصر افراطي و وابسته گروه 14 مارس لبنان در اقدامي هماهنگ دست به فضا سازي عليه اين سفر زدند .اين نوع  فضا سازي در جهت  كوشش براي  به تعويق انداختن سفر احمدي نژاد و تلاش جهت کم رنگ کردن اعتبار ملی حزب الله در لبنان صورت پذیرفت  و در جهت برجسته سازی این ادعای دروغ که   شماري از اعضاي آن جنبش در ترور رفيق حريري نخست وزير سابق اين كشور دست داشته اند , انجام شد   .اولين واكنش به قطعي شدن سفر آقاي احمدي نژاد را رژيم صهيونيستي نشان داد . مقامات اين رژيم با ابراز نگراني از حضور رييس جمهوري اسلامي ايران در لبنان و بيان اظهارات روشنگرانه ،‌از انجام اين سفر ابراز نگراني كردند.
رژيم صهيونيستي تا آنجا پيش رفت كه يكي از روزنامه هاي آن پيشنهاد ربودن احمدي‌نژاد را مطرح كرد.اما این سفر طبق پیش بینی که با توجه به روحیات  ریس جمهور میشد انجام داد صورت پذیرفت و مخالفان این سفر   وقتی در برابر استقبال بی نظیر، تاریخی، شکوهمند و عزتمندانه لبنانی ها قرار گرفتند، به ناچار لب به اعتراف گشودند و حتی رسانه های صهیونیستی نیز از هیجان انگیز خواندن و سنگ تمام گذاشتن ملت لبنان و نه تنها حزب الله  در استقبال از دکتر احمدی نژاد سخن گفتندوباید اذعان داشت که  استقبال گسترده مردم لبنان تجلی ایران باوری بود.احمدی تژاد در این سفر به صراحت و بارها اعلام داشت که  سياست رسمي جمهوري اسلامي ايران در برابر لبنان مبتني بر حمايت از وحدت ارضي و وحدت گروههاي سياسي و مردم، حمايت از لبنان در برابر تهديدهاي رژيم صهيونيستي و حمايت از مقاومت در اشكال سياسي و عمراني آن است.سفر احمدی نژاد به لبنان بی شک یکی از مهمترین سفرهای رئیس جمهور است که می تواند تاثیر مستقیمی بر روی امنیت داخلی ایران داشته باشد. موضوعی که آمریکا و رژیم صهیونیستی به خوبی آن را درک و مشغول تبلیغات منفی علیه این سفر هستند.
این سفر در حالی انجام شد که به گفته اکثر رسانه‌های داخلی و خارجی دارای پیام‌های سیاسی، امنیتی و راهبردی آشکار و پنهان برای ایران و لبنان منطقه خواهد بود، چراکه ایران اکنون به عنوان مهمترین و تاثیرگذارترین کشور منطقه خاورمیانه شناخته می‌شود. در همین راستا شاید بتوان مهمترین دستاورد احمدی‌نژاد از سفر به لبنان را یاد آوری این نکته به جهان اسلام دانست که اسرائیل هنوز هم به عنوان مهمترین دشمن مشترک مسلمانان در منطقه حساس خاورمیانه است. چراکه این حضور احمدی نژاد باعث تقویت حزب الله لبنان به عنوان یکی از خطوط مقدم جبهه مبارزه با رژیم صهیونیستی می‌شود و نشان می دهد که ایران سیاست‌های خود را در قبال حمایت از مقاومت اسلامی فلسطین و لبنان تغییر نداده است. بنابراین تقویت حزب الله لبنان 2 دستاورد مهم دارد. اولین دستاورد حذف تهدیدات و باطل کردن ادعاهای رژیم صهونیستی در خصوص حمله به ایران می‌شود و دومین دستاورد ایجاد امنیت برای منطقه و کشورهای مسلمان در مقابل رژیم اشغالگر قدس است. از دیگر مسائلی که موجبات انفعال طرف صهیونیستی و آمریکایی را به وجود آورده است جدول برنامه های این سفر است. در این برنامه های این سفر مسائلی گنجانده شده که نگرانی های واشنگتن و تل آویو را بر انگیخته است از این میان می توان به ابراز آمادگی برای تجهیز ارتش لبنان، همکاریهای مشترک اقتصادی در بخش پالایشگاهی نفت و گاز، آب، برق و سدسازی و البته ارائه تسهیلات مالی هنگفت به شکل وام و فاینانس اشاره کرد. تا جایی که این مسئله نگرانی تحلیلگران صهیونیست را نیز برانگیخته است و آنان از این سفر به عنوان عاملی برای افزایش نفوذ ایران بر لبنان یاد می کنند.
به همين اندازه حضور احمدي نژاد در كنار گوش صهيونيست‌ها باعث شكست و سرخوردگي افكار عمومي و همچنين محافل رسمي اسرائيل شده بود، رسانه‌هاي صهيونيستي در طول اين ديدار در بهت و سكوتي عجيب فرو رفته و سعي داشتند تا كمتر به ابعاد اين سفر بپردازند، گرچه در برخي موارد اين ديدار و استقبال مردم از آن را پوشش دادند، اما با اقداماتي حرفه‌اي سعي داشتند تا اين استقبال‌ها را به اشخاصي خاص و در راستاي اهداف از پيش تعيين شده نسبت دهند.

ادامه دارد ......

    چاپ شده در



نوشته شده توسط:مجتبی شجاعی| مورخه :یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 | 18:13 | ساعت:لینک ثابت | موضوع: سیاسی |

آدرس سایت جدید اینجانب
......
سونامی عدالتخواهی اعراب
22 بهمن ، همبستگي ميان مردم و حكومت ، تجلي اقتدار نظام
ریاست اپک ، شلیک دستگاه دیپلماسی به قلب تحریمها
وحدت ملی، کارکرد کلیدی و بنیادین نظام
تغيير متهم به مدعي شاهبيت دوئل ديپلماتيك ژنو .
یادداشت کوتاه :مانيفست تحول هسته‌اي در کشور به دست شهرياري‌ها نوشته‌ شده است.
افشاي اسناد ويكي ليكس رزمايش مشترك رواني صهيونيستها وبرخي متحدانشان در منطقه است .
نگاهی جامع بر تحول اقتصادی در ایران با تکیه بر قانون هدفمندکردن یارانه ها
هژموني ايدئولوژيك نظام مولفه مادر در ساختارها و فراگردهای سیاسی
یادداشت کوتاه : هدفمند كردن يارانه ها بخشي ازبرنامه بازدارندگي در مقابل ناتو اقتصادي دشمن
انتشار کتاب جدید اینجانب با عنوان ( فرهنگ -مهندسی فرهنگی - رصد فرهنگی و ناتو فرهنگی )
لگد پراكني فيلها و الاغها در امريكاي اشغالي ، مدل ويترينيك دموكراسي صهيونيستي
مرور عملکرد و چشم انداز کارنامه سیاست خارجی دولت نهم و دهم


قال الله تعالي:الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِکَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ (18زمر)


رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

براي تبادل لينک، ابتدا لينک ما را با نام: ►► وب نوشته هاي من ونظر تو ◄◄ - در وبلاگ يا سايتتان قرار دهيد؛ سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا ما هم اين کار را براي شما بکنيم.
خبرگزاری فارس
خبرگزاری جمهوری اسلامی - ایرنا
خبرگزاری مهر
خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا
شبکه خبر
جام جم آنلاین
روزنامه رسالت
خبرگزاری قرآنی ایران
خبرگزاری رسا
ریاست جمهوری اسلامی ایران
خبرگزاری اقتصادی ایران
خبرگزاری مجلس شورای اسلامی
واحد مرکزی خبر
حج
صادق انصاریان
آموزش روش تحلیل سیاسی
خبرنگاری تلویزیونی
تکنولوژی ازتباطات و فن اوری رسانه
دانش سیاست و روابط بین الملل
بررسی استراتژیک
سیاست بین الملل
آسمانی تا بینهایت
محمد دلاوری
دکتر زاکانی
کرامات شهدا
آیین مهربانی
بهروز میرورزنده
حسین رنجبران
لبافی
افروز اسلامی
ایزدی نسب
امیر شجاعی
سجاد صفار هرندی
کامران نجف زاده
پوریادگار
ده نمکی
مازیار ناظمی
زنوری اصل
سید مهدی شریفی
افلاکیان
نادعلیفر
طراح قالب
دانلود رایگان فیلم با لینک مستقیم
فروشگاه اینترنتی نکست شاپ ..
شما مي توانيد با وارد کردن عبارت مورد نظر، آن را در اين وبلاگ و يا کل اينترنت جست و جو کنيد.

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت/span>


    RSS     رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود     صفحه اصلی     ایمیل مدیر وبلاگ     آرشيو مطالب
CopyRight All Rights Reserved by Mostafa Dabaghi  |   Designer : Mostafa Dabaghi
تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ است . هر گونه كپی برداری از قالب یا مطالب این سایت تنها با ذكر منبع مجاز می باشد .